نوروفیدبک

یک گوش در و گوش دیگر دروازه! مطالعات روانشناسی چگونگی پردازش و یادآوری صداها توسط مغز را مورد بررسی قرار داده اند

  

قطعه موسیقی را که امروز صبح از رادیو شنیدید به خاطر می آورید؟ چیزهایی که همسرتان گفته بود سر راه از خواربار فروشی بخرید را چطور؟ احتمالاً یادتان نیست!

یافته های پژوهشگران دانشگاه آیوا (Iowa) نشان می دهند، ما چیزهایی را که شنیده ایم به خوبی آنچه که دیده یا لمس کرده ایم به خاطر نمی آوریم. نویسنده ی اصلی مقاله، جیمز بیگلو (James Bigelow) می گوید : آنطور که پیداست این ضرب المثل چینی درست است که می گوید: "می شنوم و فراموش می کنم؛ می بینم و به یاد می آورم".

در مقاله ای که فوریه 2014 به صورت آنلاین در مجله ی PloS One منتشر شد، نویسنده ی مسئول امی پرمبا (Amy Poremba) می نویسد: ما معمولاً فکر می کنیم بخش های مربوط به عملکرد حافظه در مغز یکپارچه هستند. اما یافته های جدید نشان دادند که مغز از مسیر ها و مدار های جداگانه ای برای پردازش اطلاعات گوناگون استفاده می کند. علاوه بر این مطالعه ی ما نشان می دهد مغز ممکن است اطلاعات شنیداری را متفاوت از داده های دیداری و لمسی پردازش نماید و لذا برای بهبود بخشیدن به حافظه لازم باشد از راهبردهای متفاوتی استفاده نماییم.

در آزمایشی که برای سنجش حافظه ی کوتاه مدت طراحی شده است، از شرکت کنندگان خواسته شد از طریق هدفون به صداهایی که پخش می شد گوش دهند، به مربع هایی که با درجات مختلف رنگ قرمز رنگ آمیزی شده بودند نگاه کنند و با در دست گرفتن یک میله ی آلومینیومی لرزش های خفیفی را احساس نمایند. هر گروه از صداها، مربع ها و لرزش ها به وسیله ی تأخیرهایی بین 1 تا 32 ثانیه از یکدیگر جدا شده بودند.

بینگلو و پرمبا با اجرای این آزمایش بر روی بیش از 100 نفر دانشجوی دانشگاه آیوا دریافتند هنگامی که دنشجویان در معرض داده های صوتی ، تصویری و لمسی قرار می گرفتند احتمال آنکه صداهای شنیده شده را به خاطر بیاورند کمتر از احتمال یادآوری سایر محتواها بود.

از سوی دیگر، اگرچه میزان قدرت حافظه در همه ی موارد هنگامی که فاصله های زمانی بیشتر می شد رو به کاهش می رفت، با این حال میزان کاهش حافظه ی شنیداری شدیدتر بود و با تأخیرهای کوتاهی در حد 4 تا 8 ثانیه پس از شنیدن صداها آزمودنی ها توانایی یادآوری آنها را از دست می دادند.

پرمبا خاطرنشان می کند 4 تا 8 ثانیه زمان بسیار کوتاهی به نظر می رسد، درست به همان سرعتی که شماره تلفن های نوشته نشده را از یاد می بریم. اگر کسی یک شماره تلفن به ما بدهد و ما بلافاصله آنرا شماره گیری کنیم معمولاً مشکلی پیش نمی آید، اما اگر در این فاصله کار دیگری انجام دهیم به احتمال زیاد شماره تلفن را فراموش می کنیم.

در آزمایش دیگری بیگلو و پرمبا حافظه ی آزمودنی ها را با کمک چیزهایی که در زندگی روزمره با آنها مواجه می شوند مورد ارزیابی قرار دادند.دانشجویان در این آزمایش به صدای ضبط شده ی پارس کردن سگ ها گوش دادند، ویدئوهای بدون صدایی از یک مسابقه ی بسکتبال را تماشا کردند و اشیاء معمولی مانند فنجان قهوه را بدون آنکه در معرض دیدشان باشد لمس نمودند. پژوهش گران دریافتند که در فاصله های زمانی یک ساعت و یک هفته بعد از آزمایش، دانشجویان در به یاد آوردن صداهایی که شنیده بودند نسبت به صحنه های دیداری و اشیائی که لمس کرده بودند ضعیف تر عمل کردند اما در مورد اطلاعات دیداری و لمسی حافظه تفاوت قابل توجهی نداشت.

هر دو آزمایش فوق نشان می دهند که احتمالاً شیوه ی پردازش و ذخیره سازی اطلاعات در مغز برای داده های شنیداری با سایر انواع حافظه متفاوت است و این مسأله برای معلمین، مهندسین طراحی و تولیدکنندگان تبلیغات معانی ضمنی مهمی به همراه دارد.

پرمبا می گوید : به عنوان یک معلم، دوست داریم فرض کنیم که دانش آموزان تمام حرفهای ما را به خاطر می سپارند، اما اگر واقعاً به دنبال چیزی به یادماندنی هستید ممکن است لازم باشد تجارب بصری و ملموس را به اطلاعات شنیداری اضافه کنید.

پژوهش های پیشین نشان داده اند که انسان ها احتمالاً از حافظه ی دیداری قویتری برخوردار هستند و همچنین همراه شدن کلمات با اصوات - نسبت به موقعیتی که اصوات به تنهایی شنیده می شوند- به حافظه کمک می کند. پژوهش بیگلو و پرمبا نتایج پژوهش های قبلی را بدین صورت تأیید می کند که انسان ها بدون در نظر گرفتن ارتباط اصوات و کلمات، حافظه ی شنیداری ضعیفتری نسبت به سایر انواع حافظه دارند.

این مطالعه برای اولین بار نشان داده است توانایی ما برای به خاطر آوردن آنچه که لمس کرده ایم، تقریباً برابر با توانایی یادآوری چیزهایی است که دیده ایم. یافته های این پژوهش از آن جهت اهمیت دارد که آزمایشات انجام گرفته بر نخستی های غیر انسان مانند میمون ها و شامپانزه ها نشان داده است آنها نیز به طور مشابهی در به یاد سپردن داده های دیداری و لمسی نسبت به داده های شنیداری عملکرد بهتری دارند. بر اساس این مشاهدات، نویسندگان مقاله معتقدند ضعف انسان ها در به یاد آوردن اصوات احتمالاً ریشه در شیوه ی تکامل مغز نخستی ها دارد.

 منبع:

Original Research: Full open access research for “Achilles’ Ear? Inferior Human Short-Term and Recognition Memory in the Auditory Modality” by James Bigelow, and Amy Poremba in PLOS ONE. Published online February 26 2014 doi:10.1371/journal.pone.0089914

 

 

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.