نوروفیدبک

آگاهی و توهم اراده آگاه

امین اسداله پور//

آگاهی پدیده ای بسیار آشنا، نزدیک ولی عجیب است. هر شخصی فکر می کند که آگاه است و انگار که تجربه ای از آگاه بودن دارد. در عین حال این تجربه و این حس، درون خود فرد است و چیزی نیست که از بیرون ادراک شود. اما در عین حال عجیب است. چرا که به سختی می توان آگاهی را تبیین کرد و به دشواری می توان گفت که آگاهی دقیقا چیست و چگونه می نماید.

از سوی دیگر و حتی دشوارتر از خود آگاهی، بحث اراده آگاه یا اختیار مطرح است. باز هم هرکسی احساسی از داشتن اراده و اختیار دارد. این که میل داریم تا کاری انجام دهیم و می دهیم. معروفترین مثال این میل، حرکت ساده چرخاندن مچ دست است. شما هم همین الان می توانید با خواست و اراده خود مچ دستتان را بچرخانید. اما آیا همین تجربه ساده کافی است تا بگوییم که ما صاحب اراده هستیم؟ آیا تجارب دیگری وجود ندارند تا نشان دهند که ما صاحب اراده و اختیار، لااقل آنگونه که همه فکر می کنند نیستیم؟ و جالب تر این که همین تجربه ساده چرخاندن مچ دست، همانگونه که در ادامه مطلب ذکر خواهد شد، به شواهدی علیه خود اختیار منجر شده است.

نظریه های بسیاری برای تبیین آگاهی مطرح شده اند. اما برخی هم هستند که اساسا منکر آگاهی هستند. از نظر این افراد، انسان به کرات دچار انواع خطاهای حسی و ادراکی و توهم می شود و این مسئله چنان فراگیر است که در واقع رخ ندادنش استثناست. از این رو آگاهی نیز همانند توهمات و خطاهاي ادراكي دیگر رایج انسان است و انسان اساسا درباره آگاهی و به تبع آن اختیار، دچار خطاست.

متن کامل مقاله را می توانید از طریق لینک "بارگیری پیوست ها" دانلود و مطالعه نمایید.

این مورد را ارزیابی کنید
(5 رای‌ها)

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.