نوروفیدبک

تمرین موسیقی سبب ارتقاء کارکرد مغز می شود

 

 

 

دانشمندان علوم اعصاب به دنبال کشف راه هایی هستند که تعلیم و تمرین موسیقی از آن طریق سبب ارتقاء کارکرد مغز و ارتباط نواحی مختلف آن می شوند. تمرین موسیقی سبب افزایش حجم مغز و تقویت ارتباط بین بخش های مختلف آن می گردد. نواختن یک ساز به خصوص در سنین زیر 7 سال، تغیراتی در نحوه ی تفسیر و یکپارچه سازی طیف وسیعی از اطلاعات حسی توسط مغز ایجاد می نماید.این یافته ها در کنفرانس علوم اعصاب 2013 در سن دیگو ارائه شدند.

در 11 نوامبر 2013 گاتفرید شلاگ (Gottfried Schlaug)، متخصص در زمینه ی موسیقی، تصویر برداری مغزی و پلاستیسیتی (انعطاف پذیری) مغز از دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد، نتایج 3 مقاله مختلف ارائه شده در کنفرانس را به طور خلاصه منتشر نمود. در این پژوهش ها به نقش بالقوه ی یادگیری موسیقی در موارد زیر اشاره شده بود: تقویت و پرورش پلاستیسیتی در مغز، کاربرد تعلیم موسیقی به عنوان یک ابزار قوی در آموزش و یادگیری، و کاربرد آن در درمان طیفی از اختلالات یادگیری.

پژوهشگران معتقدند نواختن یک ساز می تواند سبب ایجاد تغییرات بنیادین در مغز یک فرد جوان هم از لحاظ کارکردی و هم از لحاظ ساختار فیزیکی شود . شلاگ می گوید:"گوش دادن به موسیقی و ساختن آن تنها یک تجربه ی شنیداری نیست، بلکه یک تجربه چند حسی و همچنین حرکتی است. ساختن و نواختن موسیقی به مدت طولانی می تواند تغییراتی ساختاری و کارکردی در مغز ایجاد نماید."

نکاتی در مورد فواید تمرین موسیقی برای مغز:

افرادی که قادر به نواختن موسیقی هستند از توانایی بالاتری برای یکپارچه سازی اطلاعات حسی شنیداری، لمسی و دیداری برخوردارند.

سنی که در آن آموزش موسیقی آغاز می شود بر تغییرات آناتومی مغز در بزرگسالی تأثیر می گذارد؛ بیشترین تأثیر زمانی اتفاق می افتد که آموزش موسیقی قبل از 7 سالگی آغاز شود.

مدارهای مغزی دخیل در خلاقیت و بداهه نوازی موسیقی از طریق تمرین سازمان یافته شکل می گیرند، این نوع تمرین به کاهش تکیه بر حافظه ی کاری و شکل گیری ارتباطات وسیع تر در درون مغز می انجامد.

سه مطالعه ی جدید بر روی فایده ی تمرین موسیقی برای مغز

در مطالعه ی اول که توسط پژوهشگران دانشگاه مونترال انجام گرفته است، از موسیقیدانان آموزش دیده و افرادی که تعلیم موسیقی ندیده بودند خواسته شد همزمان به محرک های شنیداری و لمسی پاسخ بدهند. همزمان با دریافت یک محرک لمسی، دو صدا به گوش می رسید که هدف از آن ایجاد خطای ادراکی در آزمودنی مبنی بر دریافت دو محرک لمسی بود.

از آنجا که موسیقیدانان به طور همزمان سازشان را می نوازند، برگه ی نت ها را می خوانند و به صدایی که تولید کرده اند گوش می دهند، پژوهشگران پیش بینی کردند که آنها بهتر بتوانند ادراک صوتی و لمسی را از هم تمیز دهند. فرضیه ی آنها درست بود. براساس یافته ی جولی روی (Julie Roy) پژوهشگر دانشگاه مونترال، افرادی که تعلیم موسیقی ندیده بودند در آزمایش به اشتباه افتاده و مرتکب خطای ادراکی می شدند، اما موسیقیدانان اشتباه نمی کردند. روی می گوید :" موسیقیدانان قادر به نادیده گرفتن محرک شنیداری هستند و می توانند فقط چیزی که از طریق لمس حس کردند را گزارش کنند. این یافته بهبود توانایی موسیقیدانان در پردازش اطلاعات دریافتی همزمان از بیش از یک حس را با شواهدی قطعی نشان می دهد. "

در پژوهش دوم از 48 آزمودنی بین 19 تا 21 سال که در طول رشد حداقل 1 سال تعلیم موسیقی دیده بودند، اسکن مغزی گرفته شد. پژوهشگران دریافتند که نواحی مغزی مرتبط با شنوایی و خودآگاهی در افرادی که قبل از 7 سالگی تمرین موسیقی را شروع کرده بودند بزرگتر هستند. به خصوص قشر مخ که لایه ی خارجی مخ است در این نواحی دارای ماده ی خاکستری بیشتری است که سبب افزایش ضخامت کورتکس (قشر) می شود.

پژوهشگر اصلی این پروژه، یون زین وانگ (Yunxin Wang) از لابراتوار علوم اعصاب شناختی و یادگیری دانشگاه نرمال پکن (Beijing Normal University)  می گوید، از آنجا که رشد و رسش مغز در حدود 7 سالگی به اوج خود می رسد، به نظر می آید این داده ها نشان دهنده ی تأثیر عظیم تمرین موسیقی بر تحول مغز هستند.

پژوهش سوم نشان می دهد که مدارهای مغزی به وسیله ی تمرین موسیقی از طریق نوروپلاستیسیتی (انعطاف پذیری عصبی) می توانند تغییر شکل پیدا کنند. در این مطالعه، پژوهشگران سوئدی کارکردهای مغز 39 نوازنده ی پیانو را از طریق اسکن MRI هنگام نواختن یک کیبورد پیانویی 12 کلیدی مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. آنا پینهو (Ana Pinho) نویسنده ی مسئول مقاله از انستیتو کارولینسکای استکهلم (Karolinska Institute in Stockholm) گزارش کرده است که تعلیم ساختاریافته در حقیقت به رشد نواحی مرتبط با خلاقیت موسیقایی و بداهه نوازی کمک می کند. توانایی بداهه نوازی با رشد و ارتقاء ارتباطات درون مغز سبب کاهش وابستگی فرد به حافظه ی کاری می شود.

پینهو می گوید: "در پیانیست هایی که در بداهه نوازی موسیقی سبک جاز تجربه ی بیشتری داشتند، هنگام بداهه نوازی یک قطعه اتصال قویتری بین سه ناحیه از لوب فرونتال (پیشانی) دیده می شد. همزمان اسکن مغزی آنها حاکی از فعالیت کمتر در نواحی مغزی مرتبط با کارکردهای اجرایی مانند برنامه ریزی و سازماندهی بود. این مسأله می تواند بدین معنا باشد که بداهه نوازان تعلیم دیده و باتجربه با صرف توجه هشیارانه و تفکر آگاهانه ی اندکی قادر به تولید موسیقی هستند."

 

نواختن یک ساز پیش از 7 سالگی ساختار مغز را برای تمام عمر تغییر می دهد

یافته هایی که در کنفرانس مذکور ارائه شدند پیش از آن نیز در پژوهش های متعددی بررسی و دیده شده بودند. به ویژه مقاله ای با عنوان "رابطه ی تمرین موسیقی در سنین پایین و شکل پذیری (پلاستیسیتی) ماده ی سفید در جسم پینه ای: شواهدی در مورد یک دوره ی حساس" که در نشریه ی علوم اعصاب (Journal of Neuroscience) در ژانویه ی سال 2013 به چاپ رسید گزارش کرد که آموزش موسیقی پیش از 7 سالگی به رشد مغز کمک می کند. جسم پینه ای در کودکانی که از سنین پایین تر شرکت در کلاس های آموزش موسیقی را آغاز کرده اند ارتباطی قویتر بین دو نیمکره ی مغز آنها ایجاد می نماید.

مطالعات متعددی به موضوع افزایش ماده ی سفید جسم پینه ای در اثر تمرین موسیقی در سال های اولیه زندگی اشاره کرده اند. در این مقاله با استفاده از تصویربرداری انتشار تنسور، سازماندهی ماده ی سفید مغز در دو گروه افرادی که توانایی نواختن موسیقی داشتند مقایسه شد. این دو گروه از نظر مدت تعلیم و تجربه ی افراد در موسیقی همتا شده بودند و تفاوت آنها در زمان آغاز یادگیری موسیقی بود. در یک گروه افراد تمرین موسیقی را در سنین اولیه کودکی و در گروه دیگر در سالهای بزرگسالی شروع کرده بودند.

پژوهشگران دریافتند تعلیم زودهنگام موسیقی به کودکان، سبب ارتباط قویتر دو نیمکره از طریق جسم پینه ای می شود. از آنجا که نواختن یک ساز نیازمند هماهنگی حسی حرکتی است، تعلیم و تمرین موسیقی در کودکی سبب ارتقاء توانایی افراد در این زمینه می گردد. آنها به این نتیجه رسیدند که تمرین قبل از 7 سالگی منجر به تغییر در اتصالات متشکل از ماده ی سفید می شود که این امر می تواند سکو و بنیان محکمی باشد که بر اساس آن تجربیات آینده نیز می توانند ارتباطات فراساختاری مغز را در بزرگسالی حفظ کنند.

شلاگ معتقد است براساس این یافته ها تمرین زیاد موسیقی در مراحل سنی مختلف، در مغز پردازش های جدیدی تولید می کند و بر روی خلاقیت ، شناخت، و یادگیری تأثیر گسترده ای دارد. او می گوید: "هنگامی که کارکرد یک سیستم مغزی مختل می شود، موسیقی می تواند در آن سیستم مدارهای جایگزینی برای دستیابی به هدف ایجاد نماید. در حقیقت موسیقی توانایی منحصر به فردی در ایجاد کانال های جایگزین و اتصال قسمت های مختلف مغز به یکدیگر دارد. تمامی این یافته ها در نهایت می توانند به بهبود روش های درمانی موجود و طراحی روش های درمان جدیدتر برای بیماران مبتلا به آسیب مغزی و ناتوانی های یادگیری بیانجامد."

 

 

 

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
  • آخرین ویرایش در دوشنبه, 06 مهر 1394 ساعت 12:11
  • اندازه قلم
  • 3 نظرها

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

3 نظرها

  • پیوند نظر مینا روحی یکشنبه, 24 فروردين 1393 ساعت 22:53 ارسال شده توسط مینا روحی

    بله این حرف درسته آقای اسداللهی بنده کسایی رو دیدم که کلماتی رو برای خود ملکه قرار میدهند و تکرار اونها رو باعث تقویت حافظهشون میدونن
    حافظهای قرآن نیز هم همچنین هستند که اکثر حافظهای قرآن هوش قوی تری دارن

    گزارش
  • پیوند نظر علیرضا اسداللهی فرد سردفتر اسناد رسمی 105 قم چهارشنبه, 20 فروردين 1393 ساعت 12:07 ارسال شده توسط علیرضا اسداللهی فرد سردفتر اسناد رسمی 105 قم

    با سلام ، اینکه فرمودید تمرین موسیقی در ارتقا مغز مؤثر است درسته اما فقط تکرار موسیقی نیست که در ارتقا مغز مؤثر است بلکه تکرار هرچیزی در ارتقا مغز مؤثر است و این چنان واضع مبرهن است که ضرب المثل شده و گفته اند الدرس الف، التکرار الف یعنی درس خواندن یک بار اما تکرار هزار بار و این بخاطر این است که تکرار در رسوخ مطلب و ماندگاری آن در مغر مؤثر است.

    گزارش
  • پیوند نظر علیرضا اسداللهی فرد سردفتر اسناد رسمی 105 قم چهارشنبه, 20 فروردين 1393 ساعت 12:06 ارسال شده توسط علیرضا اسداللهی فرد سردفتر اسناد رسمی 105 قم

    با سلام ، اینکه فرمودید تمرین موسیقی در ارتقا مغز مؤثر است درسته اما فقط تکرار موسیقی نیست که در ارتقا مغز مؤثر است بلکه تکرار هرچیزی در ارتقا مغز مؤثر است و این چنان واضع مبرهن است که ضرب المثل شده و گفته اند الدرس الف، التکرار الف یعنی درس خواندن یک بار اما تکرار هزار بار و این بخاطر این است که تکرار در رسوخ مطلب و ماندگاری آن در مغر مؤثر است.

    گزارش