نوروفیدبک

امین اسداله پور

امین اسداله پور

دوشنبه, 28 فروردين 1396 ساعت 13:14 برای نظر دادن اولین باش!

دکتر امین اسداله پور//

لورتا نوروفیدبک، آخرین و پیشرفته ترین نسل درمان نوروفیدبک است که برای نخستین بار در ایران، در مرکز روانشناسی و نوروفیدبک سایبر، شعبه مرکزی و شعبه بیمارستان بین المللی تبریز، راه اندازی می شود.

لورتا نوروفیدبک ویژگی ها و مزایای بسیاری نسبت به نوروفیدبک معمول و سنتی دارد. مهمترین ویژگی برجسته لورتا، امکان اثرگذاری و تعدیل فعالیت نواحی عمقی مغز است که با نوروفیدبک معمول به هیچ وجه چنین امکانی وجود ندارد. چراکه در نوروفیدبک معمول فقط امکان ثبت کارکرد قشر مغز(لایه بیرونی مغز که به کورتکس معروف است) وجود دارد و مناطق عمقی تاثیری از درمان نمی گیرند. به عنوان مثال با استفاده از لورتا نوروفیدبک می توان فعالیت منطقه آمیگدالا (که منطقه ای در عمق مغز است که مسئول اصلی در ایجاد و تولید هیجانات به خصوص هیجان ترس و اضطراب است) را تعدیل و اصلاح کرد و به روند درمان افراد مبتلا به اضطراب، سرعت و کیفیت قابل توجهی افزود. این امر قابل مقایسه با روش پیشرفته دیگر نوروفیدبک به نام fMRI نوروفیدبک است که با دستگاههای بسیار بسیار گرانقیمت MRI و فقط بطور پژوهشی در آمریکا و اروپا انجام می شود. با این حال لورتا می تواند با همان دقت مکانی در مغز، و با سرعت زمان اعمال فیدبک تا 24 برابر سریعتر از fMRI (که باعث تاثیرگذاری سریع تر و کیفیت درمانی بهتر می شود) و با قیمت حدود یکصد برابر کمتر از fMRI، کارکرد مناطق عمقی مغز را تغییر دهد.

بعلاوه با این درمان، می توان به طور همزمان روی چندین و چند اختلال و چندین نقطه مغز کار کرد و تعداد جلسات درمانی را بطور قابل ملاحظه ای کاهش داد. با این درمان می توان کارکرد بیش از 600 شاخص و نقطه/عدد در مغز را بطور همزمان تعدیل کرد! در حالی که در نوروفیدبک معمول و سنتی این میزان فقط منحصر به سه شاخص و نقطه/عدد در مغز است.

مزیت دیگر، کاهش تعداد جلسات از حدود پنجاه جلسه نوروفیدبک معمول، به فقط بیست جلسه در لورتا نوروفیدبک است. بعلاوه تعداد جلسات در هفته نیز از سه جلسه به دو جلسه کاهش می یابد. بنابراین میزان رفت و آمد و زمان صرف شده در این روش، در مقایسه با روشها و نسل های قدیمی نوروفیدبک، کاهش بسیار زیادی می یابد و از این رو برای زندگی شهری مدرن، و افرادی که با محدودیت زمان و رفت و آمد مواجه هستند، بسیار مناسب است.

علاوه بر تاثیرات درمانی لورتانوروفیدبک، که حیطه های بسیار وسیع تری را نسبت به نوروفیدبک معمول در بر می گیرد، از لورتا نوروفیدبک می توان به عنوان ابزاری موثر و سریع برای افزایش و بهبود عملکرد ورزشکاران حرفه ای، مدیران، نظامیان، و افراد با مشاغل حساس و خاص، و همه کسانی که شغل های پرفشار و زمان کم دارند، و مایل به استفاده از روشهای دارویی نیستند، استفاده کرد.

این درمان جدید و بسیار پیشرفته، برای نخستین بار در ایران، در شهر تبریز و مراکز سایبر، در دسترس هموطنان عزیز قرار گرفته است.

شنبه, 06 شهریور 1395 ساعت 01:38 برای نظر دادن اولین باش!

 

 

 

 

ویدیوهای آموزشی مرکز روانشناسی نوروفیدبک سایبر

سلامت روان در آمریکا: چه کسی سالم محسوب می شود؟

 

دکتر هادی زاده

متولد تبریز و ساکن کالیفرنیا

مدیر پروژه در گوگل

 

 

 

 

پنج شنبه, 04 شهریور 1395 ساعت 11:23 برای نظر دادن اولین باش!

ویدیوهای آموزشی مرکز روانشناسی نوروفیدبک سایبر

حسادت؛ قسمت اول: حسادت چیست و چگونه ایجاد می شود؟

 

دکتر امین اسداله پور

روانشناس بالینی و متخصص علوم اعصاب شناختی

بنیانگذار و مدیر مرکز روانشناسی نوروفیدبک سایبر تبریز

چهارشنبه, 12 خرداد 1395 ساعت 12:19 برای نظر دادن اولین باش!

 

افرادی که در حالت کما به یک خواب عمیق و طولانی می‌روند همواره مقدار زیادی از دلهره و تردید را نیز برای همراهان و اطرافیانشان در پی دارند. اصلی‌ترین پرسشی که در این مورد مطرح می‌شود این است که آیا احتمال دارد بیمار واقعا به زندگی باز گردد؟ در این باره پژوهشی انجام شده است و پژوهشگران به روش جالبی برای پیش‌بینی وضعیت آینده‌ی بیماران در کما رسیده‌اند.

متاسفانه، مغز هر فردی متفاوت است، به طوری که انجام پیش‌بینی برای پزشکان فوق‌العاده سخت می‌شود. اما تحقیقات نشان داده است که در حال حاضر یک آزمایش مشترک می‌تواند نشانه‌ی بسیار دقیقی از چگونگی و میزان آگاهی یک بیمار در اختیارمان بگذارد و حتی در مورد اینکه آیا احتمال بیداری بیمار وجود دارد یا خیر نیز پاسخ دهد.

آزمایش مورد بحث یک نوع اسکن PET است و مقدار قند مصرف شده توسط سلول‌های مغزی هر فرد را اندازه‌گیری می‌کند. علاوه بر این، در حال حاضر در بسیاری از بیمارستان‌ها از این آزمایش برای تشخیص تفاوت بین بیمارانی که در کما هستند از کسانی که صرفا حالت نباتی با علائم جزئی یا پنهان از هشیاری دارند، استفاده می‌کنند. اما اکنون محققان نشان داده‌اند که نتایج حاصل از آزمایش همچنین می‌تواند با دقت پیش‌بینی کنند که آیا یک بیمار از کما خارج خواهد شد یا خیر. رون کوپرز (Ron Kupers) محقق دانشگاه کپنهاگ و دانشگاه ییل در این باره می‌گوید:

تقریبا در همه‌ی موارد، گردش انرژی کل مغز به طور مستقیم هم سطح فعلی آگاهی و نیز بهبود پس از آن را پیش‌بینی کردند.

 آنچه که در این تست اندازه گرفته می‌شود در واقع میزان سوخت‌وساز قند است، که اساسا نشانگر این است که سلول‌های مغزی چه مقدار انرژی مصرف می‌کنند. این روش به عنوان یک روش معقول به خوبی تثبیت شده است، اما این تیم اکنون نشان داده‌اند که نتایج حاصل از آزمایش نه تنها به طور نزدیکی با پاسخ رفتاری بیماران مطابقت داشته‌اند، بلکه علاوه بر این، آنها همچنین می‌توانند پیش بینی کنند که آیا بیمار از حالت نباتی خود بیدار خواهد شد یا خیر. کوپر می‌گوید:

به طور خلاصه، یافته‌های ما نشان می‌دهد که یک نیاز انرژیک حداقلی برای هشیاری پایدار پس از آسیب مغزی شکل می‌گیرد.

 تیم پژوهشی برای پی بردن به این مسئله، نقشه برداری مقدار مصرف قند در مغز ۱۳۱ نفر از بیماران مبتلا به آسیب مغزی را ثبت کردند. گفتنی است که همه‌ی این افراد هم به طور نسبی یا به طور کامل هشیاری خود را از دست داده بودند.

 آنها سوخت و ساز سلول‌های عصبی را با استفاده از یک روش اسکن مغزی مشترک شناخته شده با عنوان FDG-PET، در این بیماران اندازه گیری کردند و سپس این نتایج را با این نکته مورد مقایسه قرار دادند که آیا یک بیمار در یک سال از کما خارج شده بود یا خیر.  آنها دریافتند، کسانی که مغزشان کمتر از ۴۲ درصد از فعالیت طبیعی را از خود نشان داده بود، نتوانسته بودند پس از گذشت یک سال، هشیاری خود را دوباره به دست آورند. این در حالی بود که کسانی که فعالیت بالاتر از این مقدار در مغزشان داشتند در مدت یک سال توانسته بودند از این خواب عمیق بیدار شوند. به طور کلی، این تست ‌توانست با دقتی به اندازه‌ی ۹۴ درصد از بیمارانی که از حالت نباتی بیدار شده بوند را درست پیش‌بینی کند. یوهان استندر (Johan Stender) یکی از همکاران این پژوهش می‌گوید:

 کشف یک مرز روشن در سوخت‌وساز بدن بین حالت‌های خودآگاه و ناخودآگاه می‌تواند این مفهوم را به ذهن ما متبادر کند که مغز در یک سطح خاص از گردش انرژی، دچار یک تغییر حالت اساسی می‌شود. به یک معنا شاید بتوان گفت که وقتی میزان فعالیت مغزی به مقدار خاصی می‌رسد آنگاه جرقه‌ی هشیاری نیز در بدن انسان زده می‌شود.

 ما این فرضیه را به طور مستقیم نمی‌توانیم آزمایش کنیم، اما به هر حال دستاوردهای اخیر، یک مسیر بسیار جالب را برای تحقیقات آینده‌ی دانشمندان هموار می‌کند. این تیم در حال حاضر در حال ادامه‌ی نظارت بر سوخت‌وساز بدن بیماران آسیب مغزی در طول زمان‌های مختلف هستند، بنابراین آنها می‌توانند به درک بهتری از مفهوم نشانه‌های انرژی دست یابند.

 این پژوهش در مرحله‌ی بازنگری مجدد (peer review) و در ژورنال کارنت بیولوژی (Current Biology) منتشر شده است، اما موضوع مهم این است که اکنون، سایر دانشمندان هم باید بارها و بارها به تکرار این آزمایش‌ها بپردازند تا بتوانند صحت کار کوپرز و همکارانش را به طور قطعی تایید کنند.

 با وجود اینکه نتایج اخیر بسیار تاثیرگذار و جالب هستند اما واقعیت این است که ۱۳۱ نفر به هیچ وجه، حجم نمونه‌ی بزرگی به شمار نمی‌رود. بنابراین اگر دانشمندان بخواهند از این تست برای پیش‌بینی نتایج بیماران در بیمارستان‌ها استفاده کنند، نیاز به شواهد بیشتری پیدا خواهند کرد.

 اما مسلم است که این پژوهش یک گام بسیار امیدوارکننده به سوی یک تست مفید است؛ تستی که ممکن است خانواده‌های بیماران آسیب مغزی را در داشتن وضعیتی از آنچه که در سال آینده برایشان رخ خواهد داد و اینکه وضعیت بیمار بهتر یا بدتر خواهد شد، یاری کند.

 به طور امیدوارکننده‌ای می‌توان گفت که یافته‌ی اخیر، یک روز به نتایج بهتر برای بیماران و گزینه‌های درمان منجر خواهد شد. هر چقدر بیشتر در مورد آنچه که در داخل مغز این بیماران روی می‌دهد بدانیم، طبیعتا شانس بیشتری برای کمک به آنها خواهیم داشت.

منبع: زومیت

 

 

 

چهارشنبه, 28 بهمن 1394 ساعت 12:00 برای نظر دادن اولین باش!

 

یک محقق روسی، ۴۸ میلیون مقاله‌ی علمی از ژورنال‌های مختلف را به صورت رایگان و غیر قانونی در اینترنت منتشر کرده است. این تعداد مقاله، تقریباً برابر با تمامی مقاله‌های علمی بازنگری شده‌ای است که تا به حال منتشر شده است. 

مقاله‌های علمی به سرقت رفته در وب‌سایتی با نام Sci-Hub منتشر شده‌اند و باوجود دستور دادگاه به تعطیلی آن در پی شکایت الزویر (یکی از بزرگترین ناشران مقاله‌های علمی در جهان)، محقق روس منتشر کننده‌ی این مقاله‌ها، از پذیرفتن رای دادگاه سر باز می‌زند.

این وب‌سایت که به نوعی «پایریت بی» دنیای علم به شمار می‌رود، در سال ۲۰۱۱ توسط الکساندرا الباکیان، دانشمند عصب شناس، تاسیس شد و از آن زمان تا به حال به طور پیوسته بر شهرتش اضافه شده است؛ بطوری که روزانه صدها هزار مقاله‌ی علمی از آن دانلود می‌شود. اواخر سال گذشته، دادگاهی در نیویورک رای به بستن سایت داد که با مقاومت الباکیان روبرو شد. این اتفاق باعث شده است تا بحث جالبی بر سر این موضوع راه بیفتد که علم واقعاً متعلق به چه کسی است.

الباکیان سال گذشته در مصاحبه با وب‌سایت تورنت فریک گفته بود:

پرداخت بیش از ۳۲ دلار برای هر مقاله، هنگامی که قرار است بین صدها مقاله به دنبال موضوعی بگرید که شاید در انتها اصلاً آن را پیدا نکنید، دیوانه‌وار است. هر کسی صرف نظر از میزان درآمد باید دسترسی آزاد به دانش داشته باشد و این کار به نظر من کاملاً قانونی است.

حرکت الباکیان چیزی شبیه حرکت رابین هود است، با این تفاوت که در این مورد تنها فقرا نیستند که از دسترسی به مقاله‌های علمی محروم‌ هستند. هزینه‌ی اشتراک ژورنال‌های علمی به قدری زیاد شده است که حتی دانشگاه‌هایی مانند هاروارد و کورنل هم اعتراف کرده‌اند که دیگر نمی‌توانند از پس مخارج سنگین آن بر بیایند. در همین راستا گروهی ۱۵ هزار نفری از محققان، متعهد شده‌اند تا الزویر را به دلیل حق اشتراک بالا تحریم کنند.

البته نباید نقش مثبت ناشران ژورنال‌های علمی را نیز فراموش کرد. آن‌ها با معرفی سیستم داوری همتا (Peer Review)باعث شده‌اند تا محققان تحقیقات با کیفیت‌تری داشته باشند. همچنین قبل از ورود اینترنت، این ژورنال‌های علمی بودند که نقش بسیار مهمی در گسترش دانش ایفا می‌کردند.

اما در سال‌های اخیر افراد زیادی این سوال را مطرح کرده‌اند که آیا این ناشران هنوز هم به توسعه‌ی علم کمک می‌کنند یا باعث جلوگیری از پیشرفت آن می‌شوند. بعضی ناشران با گرفتن مقداری پول از محققان، مقاله‌های آن‌ها را حتی بدون داوری و ویرایش هم منتشر می‌کنند.

الباکیان در نامه‌ای سرگشاده به قاضی دادگاه نیویورک نوشته است:

بعضی محققان برای اینکه شناخته شوند و موقعیت خوب شغلی به دست بیاورند بسیار تحت فشار این هستند که حتماً در چنین ژورنال‌هایی مقاله به چاپ برسانند.

اینجا است که Sci-Hub وارد می‌شود! این سایت در حقیقت در دو مرحله عمل می‌کند. اول از همه، هنگامی که یک مقاله را جستجو کنید، Sci-Hub سعی می‌کند بلافاصله آن را از دیتابیس سایت مشابه غیرقانونی LibGen دانلود کند. اگر این روش جواب ندهد، Sci-Hub با استفاده از مجموعه‌ای از رمزهای عبوری که توسط محققان سرتاسر دنیا به صورت ناشناش به این سایت اهدا شده است، به پایگاه‌های ژورنال‌های علمی دسترسی پیدا می‌کند.

این به معنای آن است که Sci-Hub می‌تواند به صورت آنی به هر مقاله‌ای که توسط ناشران بزرگی مانند جی‌استور، اشپرینگر،سیج و الزویر منتشر شده باشد، دسترسی پیدا کرده و آن را در اختیار شما قرار دهد. سایت، سپس یک نسخه‌ی کپی از مقاله را به LibGen می‌فرستد تا دیتابیس مقاله‌های دزدی آن را غنی‌تر کند.

این سیستم بسیار مبتکرانه است. سیمون اوکسنهام از وبسایت Big Think آن را این‌گونه توضیح می‌دهد:

به طرز شگفت انگیزی، شبکه‌ای ساخته شده است که از هر دانشگاه یا نهاد دولتی در هر کجای دنیا دسترسی بیشتری به علم دارد. Sci-Hub دسترسی به مجموعه‌ی بی‌پایانی از دانشگاه‌ها را فراهم می‌کند. این وب‌سایت به معنای واقعی کلمه دنیایی از دانش است.

چنین چیزی برای ما کاربران جالب است، اما مسلماً ناشران را بسیار خشمگین کرده است. سال گذشته به دستور دادگاهی در نیویورک، دامنه‌ی سایت Sci-Hub غیر قابل دسترس شد؛ اما الباکیان با تغییر آدرس سایت توانست اقدامات دادگاه را بی اثر کند. همچنین الزویر به دلیل آنچه «خسارت غیر قابل جبران» می‌نامد از این سایت شکایت کرده است. پرونده‌ای که پیش‌بینی می‌شود درصورت پیروزی چیزی حدود ۷۵۰ تا ۱۵۰۰۰۰ دلار به ازای هر مقاله برای الزویر به همراه داشته باشد. حتی بر اساس کمترین برآوردها، مجموع مبلغ غرامت به میلیون‌ها دلار خواهد رسید.

اما الباکیان نه تنها از موضع خود کوتاه نمی‌آید، بلکه ادعا می‌کند این مدل کسب و کار الزویر است که غیر قانونی است. او با اشاره به ماده ۲۷ اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد می‌گوید:

به نظر من مدل تجارت خود الزویر غیرقانونی است. طبق اعلامیه‌ی حقوق بشر، "هر کسی حق دارد تا آزادانه در زندگی فرهنگی جامعه مشارکت داشته باشد، از هنر لذت برده و پیشرفت‌های علمی و مزایای آن را به اشتراک بگذارد."

علاوه بر آن، شرایط انتشارات علمی با صنعت فیلم و موسیقی متفاوت است. در حالت دوم استفاده‌ی غیر قانونی از اثر به سازنده‌ی آن لطمه می‌زند در حالی که مقاله‌های وب‌سایت الزویر توسط نویسندگانی نوشته می‌شود که هیچ پولی بابت خریداری شدن مقاله‌های‌شان از الزویر دریافت نمی‌کنند. این کاملاً با صنعت فیلم و موسیقی که در آن سازندگان بابت فروش هر قطعه‌ی موسیقی یا فیلم مقداری پول دریافت می‌کنند متفاوت است.

الباکیان امیدوار است تا طرح دعوی در دادگاه موجب روشن شدن بسیاری از مسائل برای جامعه‌ی علمی شود. او می‌گوید:

اگر الزویر موفق شود تا جلوی پروژه‌ی ما را بگیرد یا ما را مجبور به کوچ به دارک‌نت کند، این نشان خواهد داد که به نظر الزویر عموم مردم حق دسترسی به دانش را ندارند. ما باید در برابر الزویر و دیگر ناشران پیروز شویم و نشان دهیم کاری که این شرکت‌های تجاری انجام می‌دهند از پایه غلط است.

از آنجا که الباکیان در روسیه مستقر است و هیچگونه دارایی در امریکا ندارد، تا حدی در امنیت به سر می‌برد. حتی اگر الزویر پیروز هم شود، گرفتن خسارت از الباکیان برای آن‌ها بسیار دشوار خواهد بود.

در هر صورت، در این موضوع شکی نیست که دنیا بیشتر از هر چیزی به دانش نیاز دارد و برای همین امیدواریم الباکیان در راه خود موفق باشد. وب‌سایت Sci-Hub در زمان نگارش این متن همچنان پابرجا است و می‌توان با مراجعه به آن به انبوهی از مقالات علمی دسترسی داشت.

منبع: Zoomit.ir

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پنج شنبه, 10 دی 1394 ساعت 12:52 برای نظر دادن اولین باش!

 

ما بخش قابل توجهی از عمر خود را در خواب سپری می‌کنیم. خواب و راز و رمزهای آن پیوسته مورد توجه دانشمندان بوده است. اخیرا دانشمندان به اطلاعات مهمی در مورد بیدار شدن انسان از خواب دست یافته‌اند.

خواب از دو مرحله تشکیل می‌شود: مرحله‌ی اول خواب، مرحله‌ی non Rem (بدون حرکات سریع چشم) نامیده می‌شود. در این مرحله که ما خواب سبک و خفیفی را تجربه می‌کنیم، دمای بدن کاهش پیدا می‌کند و ضربان قلب کندتر می‌شود؛ ولی ما هنوز وارد مرحله‌ی خواب عمیق نشده‌ایم؛ بنابراین به راحتی از خواب بیدار می‌شویم. البته مرحله‌ی اول خواب از چهار فاز تشکیل می‌شود که در این مطلب به آن‌ها پرداخته نمی‌شود.

مرحله ی دوم خواب، مرحله‌ی Rem (حرکات سریع چشم) نامیده می‌شود. در این مرحله از خواب که فعالیت مغز، به بیشترین حد خود می‌رسد ما به خواب عمیقی فرو می‌رویم و رویا‌هایمان را دراین مرحله از خواب، می‌بینیم. بنابراین، خواب دیدن در این مرحله اتفاق می‌افتد که با حرکات سریع کره چشم همراه است.

محققان گمان می‌کنند بخشی از مغز را شناسایی کرده‌اند که به خواب غیر عمیق خاتمه می‌دهد و فرد را از خواب بیدار می‌کند. پروفسور آنتوان آدامانتیدیس از دانشگاه برن، به همراه گروه تحقیقاتی خود یک شبکه‌ی عصبی را در مغز شناسایی کرده‌اند که بین تالاموس و هیپوتالاموس قرار گرفته است که به احتمال زیاد، نورون‌های در هم تنیده‌ی این بخش، مسئول بیدار کردن ما از خواب می‌باشند. بنابراین، این محققان با استفاده از پرتوهای light pulses این بخش از مغز را تحریک کردند و عکس‌العمل آن را مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که احتمالا این منطقه‌ی خاص از مغز وظیفه‌ی بیدار کردن ما را بر عهده دارد. دانشمندان سپس مشاهده کردند که تحریک این منطقه در مغز با استفاده از تکنیک اپتوژنتیک (optogenetics) باعث بیداری ما از خواب می‌شود و تحریک شدید این منطقه از مغز باعث می‌شود مدت طولانی‌تری بیدار باقی بمانیم.

پروفسور آدامانتیدیس در این مورد می‌گوید:

این اکتشاف، بسیار مهم است و تاثیر زیادی بر زندگی ما خواهد داشت؛ زیرا می‌تواند منجر به ایجاد تکنیک‌های جدیدی شود تا با کمک این تکنیک‌ها افراد بتوانند وضعیت خواب و هوشیاری خود را بهبود بخشند و همچنین این امکان را ایجاد می‌نماید تا افرادی که سطح هوشیاری خیلی کمی دارند بتوانند سلامتی و هوشیاری خود را دوباره بدست بیاورند. علاوه بر این از نتایج این تحقیقات می‌توان برای کمک به بیمارانی استفاده کرد که دارای اختلال خواب هستند. این تحقیقات می‌تواند منجر به فهم حقایق بیشتری در مورد دلایل خواب ناسالم شبانه شود.

تحریک الکتریکی سلول‌های مغزی ایده‌ی تازه‌ای نیست؛ اما پیش از این، بدون داشتن درک کاملی از مناطق مختلف مغز و چگونگی تاثیر این مناطق بر الگوهای خواب انسان، این روش مورد استفاده قرار می‌گرفته است. پروفسور آدامانتیدیس در پایان تاکید می‌کند که:

با استفاده از یافته‌های جدید، در آینده روش‌های درمانی بهتری را می توان ایجاد کرد. فقط انتظار نداشته باشید خیلی زود این اهداف محقق شود. حتی اگر همین حالا، یک قدم به جلو برداشته باشیم و پیشرفت‌های مهمی را در این زمینه داشته باشیم، مدت زمان زیادی طول خواهد کشید تا اینکه ما بتوانیم روش‌های درمانی جدیدی را بر مبنای یافته‌هایمان پایه‌ریزی کنیم.

منبع: زومیت

 

 

 

 

 

 

 

شنبه, 14 آذر 1394 ساعت 11:14 برای نظر دادن اولین باش!

اگر تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که شبکه های اجتماعی نظیر فیسبوک روحیه تان را خراب می کنند، این را هم می دانید که این احساس فراتر از یک حدس و گمان است. تحقیقات متعددی وجود دارند که نشان می دهند شبکه های اجتماعی میزان رضایت افراد از زندگی را کاهش می دهند و حسادت و احساس تنهایی را در آنها تقویت می کنند.

 

اما با اینکه محققین شواهد بسیاری مبنی بر مضر بودن شبکه های اجتماعی پشت سر هم ردیف کرده اند، هنوز یک سؤال وجود دارد که کمتر کسی به پاسخ آن پرداخته و آن این است که وقتی شبکه های اجتماعی نظیر فیسبوک را ترک می کنیم، خوشحال تر می شویم یا ناراحت؟

 

رضایت بیشتر، استرس کمتر، زندگی اجتماعی تر

 

حال چنین پژوهشی انجام شده است و نتایج آن حرف کسانی را تأیید می کند که می گفتند کمتر پرسه زدن و یا اصلاً پرسه نزدن روی شبکه های اجتماعی به سلامت روان شما کمک می کند. پژوهش یاد شده کار محققان «مؤسسه ی تحقیقات کامیابی کپنهاگ» بوده است. تیم پژوهشی این مؤسسه با هدف بررسی اثرات فیسبوک روی خلق و خوی افراد از ۱۰۹۵ کاربر دانمارکی فیسبوک خواست این شبکه ی اجتماعی را به مدت یک هفته ترک کنند.

 

نتایج حاصل بسیار جالب بود. به گزارش گاردین، «کسانی که برای مدتی با این شبکه ی اجتماعی سر و کار نداشتند ۵۵٪ استرس کمتری تجربه کرده اند. آنها در این مدت لذت بیشتری از زندگی خود برده اند، کمتر عصبانی شده اند و اشتیاق بیشتری داشته اند. این تعداد همچنین شاهد رشد فعالیت های اجتماعی و افزایش رضایت از زندگی اجتماعی در خود بوده اند».

 

چرا فیسبوک به روحیه ی ما آسیب می زند؟

 

اما علت افزایش رضایت افراد بعد از ترک این شبکه ی اجتماعی چه می توانسته باشد؟ مایک وایکینگ، مدیرعامل مؤسسه ی تحقیقات کامیابی کپنهاگ در این باره به گاردین گفته است: «ما در حوزه ی رضایت به داده های زیادی نگاه کرده ایم و یکی از چیزهایی که اغلب اوقات خود را به رخ می کشد این است که مقایسه کردن خود با همسالان می تواند به افزایش نارضایتی منجر شود. فیسبوک به طور مداوم انسان را با خبرهای خوب دیگران بمباران می کند، اما بسیاری از ما وقتی از پنجره ی خود به بیرون نگاه می کنیم با آسمان خاکستری و باران مواجه می شویم. این باعث می شود دنیای فیسبوک که در آن هر کسی بهترین جنبه های زندگی خود را به دیگران نشان می دهد، بیش از اندازه و به شکلی مصنوعی روشن و شاد به نظر برسد؛ تا حدی که با زندگی عادی کاربر در تضاد قرار می گیرد».

 

اما صرف اینکه شواهد محکمی برای جدا شدن از فیسبوک و خارج کردن آن از زندگی ما وجود دارد، دل کندن از آن آسان نمی شود. به گفته ی تعداد زیادی از شرکت کنندگان در این تحقیق، کنار گذاشتن عادت روزانه ی چک کردن فیسبوک می تواند چالش برانگیز باشد. برای نمونه، یکی از شرکت کنندگان به گاردین در این باره گفته است: «فیسبوک از زمان نوجوانی من بخش بزرگی از زندگی ام بوده است». اما خود او نیز اذعان می کند از نتیجه ی تلاش هایش برای کنار گذاشتن آن راضی است. او می گوید به جای چک کردن فیسبوک می تواند با اطرافیانش به تعامل بیشتری بپردازد: «اینکه می بینید دنیا به شبکه های اجتماعی ختم نمی شود و مردم باز هم قادرند بدون آنها با شما در تماس باشند حس خوبی دارد».

 

محققان این مرکز در حال حاضر قصد دارند اثرات این موضوع در درازمدت را نیز مورد بررسی قرار دهند.

 به هرحال، اگر نمی توانید دل از شبکه های اجتماعی بکنید، یادتان باشد آنچه که آنجا می بینید برشی بسیار سوگیردار از زندگی افراد است و مراقب باشید که کل زندگیتان را، با بخش صرفا شاد زندگی دیگران مقایسه نکنید!

 

 

 

شنبه, 30 آبان 1394 ساعت 00:21 برای نظر دادن اولین باش!

  

باورهای نادرست زیادی درباره‌ی مغز انسان و نحوه‌ی عملکرد آن وجود دارد. برای مثال جالب است بدانید بر خلاف باور رایجی که ادعا دارد انسان در بهترین حالت تنها از ۱۰ درصد ظرفیت مغز خود استفاده می‌کند، همین حالا که این متن را می‌خوانید چیزی بیشتر از ۱۰ درصد مغز شما درگیر است. در ادامه با ما همراه باشید تا با ۱۰ مورد از این باورها آشنا شویم.

از باورهای رایج بین عموم مردم گرفته تا مطالب بی پایه و اساس مجلات و رسانه‌ها، توانایی‌های مغز همواره پای ثابت شایعات متداول بوده و هستند. در ادامه به ۱۰ مورد از مشهورترین این باورهای نادرست می‌پردازیم:

 

۱. استفاده از تنها کسری از ظرفیت مغز

ویلیام جیمز، روانشناس مشهور در سال ۱۹۰۷  ادعا کرد:"ما تنها از بخش کوچکی از منابع ذهنی خود استفاده می‌کنیم". بعدها یک روزنامه ‌نگار حرف‌های او را اینگونه تغییر داد که "افراد به طور متوسط تنها از ۱۰ درصد ظرفیت مغز خود استفاده می‌کنند". اما بر خلاف این باور نادرست مشهور، اسکن‌های مغزی نشان می‌دهند که ما از تمامی بخش‌های مغز خود استفاده می‌کنیم، هرچند تمامی این بخش‌ها هم زمان فعال نیستند. به همین دلیل است که آسیب رسیدن به هر کدام از بخش‌های مغز (مانند صدمه بر اثر سکته‌ی مغزی) موجب تاثیرات نامطلوب روانی و رفتاری می‌شود.

۲. پخش کردن موسیقی کلاسیک برای نوزادان به منظور افزایش بهره‌ی هوشی

neuromyth2 afff7

ایالت جورجیای امریکا در سال ۱۹۹۸ سی‌دی‌های موسیقی کلاسیک بین خانواده‌های دارای فرزند نوزاد توزیع کرد. هر سی‌دی حاوی پیامی از طرف فرماندار بود: "امیدوارم هم شما و هم کودک‌تان از این موسیقی لذت ببرید و کوچولوی شما با گوش کردن به این موسیقی یک شروع هوشمند داشته باشد". در حالی که جملات فرماندار جذاب و احساساتی هستند، تاثیر موسیقی کلاسیک بر مغز کودکان (مشهور به اثر موتزارت) به شدت مورد تردید است. این ایده اولین بار از یک تحقیق در سال ۱۹۹۳ در دانشگاه کارولینا به وجود آمد. تحقیق نشان می‌داد ۳۶ دانشجو پس از گوش دادن به موسیقی موتزارت و شرکت در آزمون سنجش IQ، نسبت به دانشجویانی که قبل از آزمون در سکوت به سر می‌بردند نتایج بهتری کسب کردند. این نتایج تا به حال در هیچ آزمایش دیگری تکرار نشده‌ است. در حقیقت بررسی دانشگاه هاروارد در سال ۱۹۹۹ روی ۱۶ تحقیق مشابه نشان داد که اثر موتزارت واقعی نیست.

۳. رشد مغز در بزرگسالان

neuromyth3 77216

موش‌های بالغ، خرگوش‌ها و حتی پرنده‌ها هم می‌توانند نورون‌های جدید در مغزشان رشد دهند، اما با گذشت بیش از ۱۳۰ سال آزمایش و تحقیق، دانشمندان نتوانسته‌ بودند رشد سلول‌های مغزی جدید در مغز انسان‌های بالغ را شناسایی کنند. همه‌ی این‌ها در سال ۱۹۹۸ تغییر کرد؛ هنگامی که یک تیم سوئدی نشان دادند که سلول‌های جدیدی در قسمت هیپوکمپوس (قسمتی از مغز که مربوط به ذخیره‌ی خاطرات جدید است) مغز افراد بالغ رشد کرده‌اند. در سال ۲۰۱۴ تیمی از انستستو کارولینسکا در سوئد با ردگیری کربن۱۴ در DNA برای تخمین عمر سلول‌ها، تایید کردند که استراتوم (ناحیه‌ای از مغز که به توانایی کنترل حرکتی و شناختی مربوط می‌شود) هم در طول حیات نورون‌های جدید تولید می‌کند. هرچند مغز ما در بزرگسالی مانند مغز یک نوزاد، زایشگاه سلول‌های مغزی نیست، اما به طور مداوم بازسازی می‌شود.

۴. قوی بودن مغز مردها از لحاظ ریاضیات و علوم و احساساتی بودن مغز زنان

neuromyth4 b1ace

آناتومی مغز مردها و زنان تفاوت‌های بسیار جزئی دارد. هیپوکمپوس که مربوط به خاطرات است در زنان بزرگ‌تر است، در حالی که آمیگدال که مربوط به احساسات است در مردان بزرگ‌تر است. (دقیقاً بر خلاف باور رایج). شواهد نشان می‌دهند که این نابرابری‌های جنسیتی ناشی از توقعات فرهنگی هستند، نه بیولوژی. برای مثال در سال ۱۹۹۹، روانشناسان اجتماعی در دانشگاه واترلو در اونتاریو آزمون سخت ریاضی به مردان و زنان دادند. زن‌ها (حتی آن‌هایی که سابقه‌ی ریاضیات قوی در کارنامه‌ی خود داشتند) نمرات پایین‌تری از مردان کسب کردند. اما وقتی آزمایش بر روی زنان و مردانی انجام شد که در گذشته مورد تبعیض جنسیتی قرار نگرفته بودند، نتایج آزمایش برای زنان و مردان یکسان بود.

۵. کما و شباهت آن به خواب

neuromyth5 bae15

در فیلم‌ها کما بدون ضرر نمایش داده می‌شود: بیمار به خوبی و راحتی برای مدت چندین ماه بر روی تختی خوابیده و سپس صحیح و سالم از خواب بیدار می‌شود، درحالی که هیچگونه آسیبی از این وضعیت به او نرسیده است. در دنیای واقعی کسانی که از کما نجات پیدا می‌کنند معمولاً از معلولیت‌های ناشی از آن رنج خواهند برد و نیاز به توانبخشی دارند. اسکن مغزی دلیل این اثر را برای ما روشن می‌کنند. دانشمندان فرانسوی در سال ۲۰۱۲ متوجه شدند که بخش‌های پر ترافیک مغز (که معمولاً حتی در زمان خوابیدن هم فعال هستند) در بیماران کما غیر فعال و خاموش هستند. بیشتر کماها بیشتر از دو تا چهار هفته دوام نمی‌آورند. پس هر چیزی را که در سریال Grey’s Anatomy می‌بینید باور نکنید.

۶. جدول حل کردن و تقویت حافظه

neuromyth6 d49fb

اگر در حل جداول کلمات متقاطع با استعداد نیستید و علاقه‌ای هم به انجام آن ندارید، خبر خوبی برای شما داریم: دانشمندان علوم اعصاب دریافته‌اند که حل کردن جدول، اگر هم تاثیر مثبتی بر روی توانایی‌های شما داشته باشد، تنها موجب بهبود توانایی شما در حل کردن جدول می‌شود! تحقیقی در سال ۲۰۱۱ توسط کالج پزشکی آلبرت اینشتین نشان داد که حل جدول در ابتدا باعث تاخیر در آغاز زوال حافظه در افرادی با سن بین ۷۵ تا ۸۵ سال می‌شود. اما به دلایل نامعلومی وقتی که فرد نشانه‌هایی از زوال عقل داشته باشد، حل جدول زوال حافظه‌ را نیز شدت می‌دهد. امروزه بیشتر نوروساینتیست‌ها موافق‌اند که جدول حل کردن ضرری ندارد، اما انتظار نداشته باشید تا با حل جدول فراموشکاری خود را جبران کنید.

۷. سبک یادگیری (Learning Style) و نقش آن در آموزش

neuromyth7 1b568

آیا تا به حال در تست‌های تشخیص سبک یادگیری شرکت کرده‌اید؟ آیا مشاور شما تا به حال به شما گفته است که شما باید به صورت صمعی یا بصری درس‌های خود را فرابگیرید؟ اصلاً دوست نداریم تصورات شما را مخدوش کنیم، اما متاسفانه شواهد کافی برای اثبات چنین ادعاهایی وجود ندارد. در سال ۲۰۰۶، روانشناسان دانشگاه کالیفرنیا در سانتا باربارا متوجه شدند که دانشجویانی که به آن‌ها مطابق سبک یادگیری‌شان تدریس می‌شد، در امتحانات موفق‌تر از بقیه ظاهر نمی‌شدند. مقاله‌ای در سال ۲۰۰۹ هم نشان می‌داد که هیچ تحقیق علمی که ثابت کند سبک یادگیری و سبک تدریس باید با هم هماهنگ باشند وجود ندارد. اما اصول گسترده و همگانی‌ای وجود دارند که با رعایت آن‌ها هر کسی می‌تواند در یادگیری بهتر عمل کند. مانند تکرار، شرکت در آزمون، و فاصله دادن بین جلسات یادگیری و ... .

۸. الکل و سلول‌های مغزی

neuromyth8 87753

هرچند مصرف الکل ممکن است برای سلامتی مضر باشد و شانس ابتلا به بیماری‌هایی از ناراحتی‌های کبد و بیماری‌های مرتبط با پانکراس گرفته تا سرطان دهان و معده را افزایش دهد، اما موجب مرگ سلول‌های مغزی نمی‌شود. وقتی دانشمندان انستیتو بارتولین دانمارک مغز افراد الکلی و افراد سالم را با هم مقایسه کردند، متوجه شدند که تعداد نورون‌های مغز هر دو دسته یکسان است. البته الکل مانند بسیاری از مواد دیگر در دوزهای بالا می‌تواند سلول‌های مغز را از بین ببرد (به خصوص سلول‌های مغز حساس و در حال توسعه‌ی جنین را).

۹. حس ششم

neuromyth9 ae360

ادراک فراحسی (ESP)، یا به اصطلاح حس ششم، اولین بار توسط آزمایشی در دهه ۱۹۳۰ مطرح شد. جوزف بنکس راین، گیاه شناس دانشگاه دوک، ادعا می‌کرد افرادی که به آن‌ها روی خالی یک کارت نشان داده می‌شد، به درستی قادر به حدس زدن شکل روی دیگر کارت بوده‌اند و این با استفاده از خواندن ذهن فردی که کارت را در دست گرفته میسر شده است. هرچند از آن زمان هیچ آزمایش دیگری به این نتیجه نرسیده است، شایعه‌ی دکتر بکنس به قوت خود پابرجا باقی ماند. در جریان جنگ سرد، CIA با استخدام جاسوسانی که ادعا می‌کردند قدرت‌ ذهن‌خوانی دارند به این شایعه قوت بخشید. سرانجام در سال ۱۹۹۵ بعد از اینکه CIA به این نتیجه رسید که چیزی به اسم حس ششم وجود ندارد، شبکه‌ی جاسوسان ذهن‌خوان خود را منحل کرد.

۱۰. چپ مغز (منطقی) و راست مغز (خلاق) بودن افراد

neuromyth10 95df1

در دهه‌ی ۱۹۶۰ راجر اسپری، دانشمند علوم اعصاب و روان انستیتو تکنولوژی کالیفرنیا (کلتک) الیاف مرتبط کننده‌ی دو نیمکره‌ی راست و چپ مغز تعدادی از بیماران مبتلا به صرع را قطع کرد تا تشنج آن‌ها را کاهش داده یا حذف کند. سپس با انجام آزمایشی تصاویری را به چشم راست یا چپ بیماران نشان داد. او سپس به این نتیجه رسید که نیمکره‌ی چپ مغز اطلاعات کلامی را بهتر پردازش می‌کرد و نیمکره‌ی راست اطلاعات بصری و فضایی را. بعد از دهه‌ها گذشتن از آن آزمایش، هنوز هم نتایج آن به غلط تفسیر می‌شوند و در کتاب‌ها و مجلات زرد موفقیت به کرات درباره‌ی افراد راست مغز و چپ مغز نوشته می‌شود. هیچ مدرک معتبری درباره‌ی تشخیص نوع شخصیت افراد بر اساس نیمکره‌ی قوی‌تر مغز وجود ندارد و جالب اینجاست که اسناد و مدارک زیادی وجود دارند که این نظریه را رد می‌کنند. برای مثال در سال ۲۰۱۲ روانشناسان دانشگاه بریتیش کلمبیا به این نتیجه رسیدند که تفکر خلاق شبکه‌ی وسیع عصبی را در مغز فعال می‌کند که به طور خاص مربوط به هیچکدام از دو نیمکره‌ی مغز نیست.

نکته‌ی جالب درباره‌ی این باورهای نادرست این است که برخی از آن‌ها به قدری رایج هستند که برای بخش عظیمی از جامعه به واقعیت مسلم تبدیل شده‌اند. خود شما تا به حال چه تعداد از موارد بالا را شنیده یا خوانده بودید؟ آیا مواردی از اشاره به این شایعات را در فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی به یاد دارید؟

منبع: زومیت

 

 

 

 

 

یکشنبه, 12 مهر 1394 ساعت 18:21 برای نظر دادن اولین باش!

  

مطالعات MRI نشان می دهد بین کتاب خواندن برای کودکان سن پایین و فعالیت مغز آنان رابطه وجود دارد. این مطالعات شواهد جدیدی ارایه می دهد که کتاب خوانی برای کودک در سال های اولیه کودکی موجب ارتقا آمادگی مغز آنان در زمینه خواندن شود.

امید است که کتابخوانی برای کودک به رشد توانایی زبانی آنان کمک کند و آنان را به خوانندگان موفق تبدیل کند. امروزه شواهدی وجود دارد که کتاب خواندن برای کودکان در دوران نوزادی با فعالیت های مختلف مغزی مرتبط است که به رشد مهارتهای خواندن زود هنگام کمک می نماید. سازمان های حرفه ای مانند آکادمی پزشکان کودک آمریکا، والدین را تشویق می نمایند تا از زمان تولد کودک برای او کتاب بخوانند تا زودتر یاد بگیرند و ارتباطاتی در مغز آنان شکل گیرد که مهارتهای زبانی شان را ارتقا دهد.

جهت بررسی اینکه چگونه خواندن برای کودکان پیش از دبستان موجب رشد مهارت های خواندن می شود، دکتر Hutton و همکاران وی 19 کودک سنین 3-5 سال را بررسی نمودند که 37 درصد آنان در خانواده های با درآمد پایین بودند. والدین این کودکان به سه نوع پرسشنامه پاسخ دادند: اول، کتاب خواندن والد کودک که دسترسی به کتاب ها، میزان خواندن و تنوع خواندن را در بر می گرفت. سپس تعامل والد-کودک که حرف زدن و بازی کردن را در بر می گرفت و در آخر اینکه والدین مهارت های ویژه ای چون شمردن و شکل دهی را به فرزند خویش آموخته اند یا نه. سپس فعالیت های مغزی کودک توسط تصویر نگاری مغناطیسی کارکردی مغز( fMRI) هنگام گوش دادن به داستان های متناسب سن خود از طریق هدفون، مورد ارزیابی قرار گرفت. در طول fMRI کوکان بیدار بودند و هیچ گونه محرک دیداری دریافت نمی کردند.  نتایج نشان داد که هر چه فرد بیشتر در معرض کتابخوانی والدین در منزل قرار گرفته بود، فعالیتهایی به ویژه در نواحی مرتبط با پردازش معنایی( استخراج معنی از زبان) نشان داد. این مناطق در زبان شناسی و سپس خواندن نقش اساسی دارند. همچنین مناطق مغزی مرتبط با تصویر سازی ذهنی فعالیتهای زیادی داشت که نشان می دهد تجسم نقش اساسی در درک داستان و آمادگی برای خواندن ایفا می کند و اجازه می دهد که کودک داستان را ببیند. که این امر موجب می شود کودکان از فهم کتابهای با تصویر به سمت فهم کتابهای بدون تصویر پیشرفت کنند، جاییکه آنها باید تجسم نمایند در متن چه اتفاقی خواهد افتاد.

دکتر Hutton می گوید: ما امیدواریم این مطالعه راهنمایی برای پژوهش های بیشتر در مورد نقش خواندن و رشد مغز افراد باشد که به انجام مداخلات و تشخیص زود هنگام کودکان در معرض مشکلات بیانجامد که بدین سبب شانس آنها برای موفقیت در خواندن را افزایش دهد.

منبع: Neuroscience News

 

 

 

جمعه, 03 مهر 1394 ساعت 13:46 2 نظرها

  

تالیف و ترجمه: دکتر امین اسداله پور//

 امسال، مراسم حج به معنای واقعی کلمه پر از فاجعه بود. انسان های زیادی، از جمله در حدود 150 نفر از هموطنان ایرانی ما در این مراسم کشته شدند. هر یک از شما، ممکن است نظر و موضعی موافق یا مخالف درباره حج، یا عمدی یا غیرعمدی بودن حادثه، یا هر موضوع مرتبط دیگر داشته باشید، اما در حال حاضر باید به یاد داشته باشیم که آن ها که کشته شدند، انسان بودند، بخشی از آن ها هموطنان خودمان بودند و در نهایت، بازماندگان و شاهدان حوادث و همینطور خانواده های کشته شدگان، ممکن است نیازمند کمک انسانی ما باشند. ماه ها و سال های بعد، می توان انواع تحلیل ها و نقدها، اعتراض ها و حتی کنایه ها به هر کسی زد اما اکنون و در دل حادثه، و در حالی که هر لحظه به شمار کشتگان افزوده می شود، زمان همدلی و کمک انسانی است. در این نوشته برخی از کارها و کمک های روانشناختی که در این ایام دشوار می توان انجام داد را مطرح می کنم و امیدوارم که التیام کوچکی بر زخم آسیب دیدگان و بازماندگان حادثه و خانواده های کشته شدگان باشد.

1. نیت کمک داشته باشید. شاید به نظر ساده و بدیهی برسد، اما واقعا در ابتدا باید نیت شما کمک به هم نوعان باشد و نه افزودن بر دردهای آنان. متاسفانه در این ایام سخت، به کرات شاهد ساخت جوک ها و کنایه ها درباره این فاجعه و پخش گسترده آن ها در شبکه های اجتماعی بوده ام. به نظرم کسانی که آن ها را می سازند، و کسانی که بازنشرشان می دهند، نیتشان هر چه بوده، کمک نبوده است.

2. درباره نحوه کمک خود، از پیش بیندیشید و تصمیم بگیرید. یک برنامه واضح، روشن و عینی درباره کمک بریزید. یکی از بهترین کارها، ملحق شدن به فراخوان های اجتماعی و تلاش های گروهی است.

3. به حرف ها و مویه های بازماندگان یا خانواده ها گوش کنید. اگر احیانا در مکه هستید و در اطرافتان کسی هست که عزیزی از دست داده است، یا در ایران دسترسی به خانواده معزی دارید، به حرف ها، نگرانی ها و حتی عزاداری ها و گلایه های آنان گوش دهید و با آنان همدلی کنید. دقت کنید که نباید مانع گریه آن ها شوید. از جملاتی مانند محکم باش، مرد گریه نمی کند، خدارو شکر که تو سالمی، اون که رفت و راحت شد و مواردی از این قبیل به هیچ وجه- و باز هم تاکید می کنم به هیچ وجه- استفاده نکنید. کار درست می تواند صرفا گوش دادن و یا نهایتا گفتن جملاتی مانند حق داری، درکت می کنم و آرزوی صبر برای ایشان باشد. اعلام این که در کنارت هستم و هر کمکی از دستم بربیاید انجام خواهم داد نیز بسیار مفید است.

4. خود را به جای فرد مقابل بگذارید. مردم معمولا فکر می کنند که اتفاقات بد فقط برای دیگران می افتد. در حالی که هر کدام از ما واقعا ممکن است که تحت تاثیر یا در مرکز یک حادثه بد باشیم. به این فکر کنید که اگر خودتان دقیقا به جای طرف مقابل بودید، انتظار چه نوع رفتاری را داشتید.

5. درباره حادثه اطلاعات مفید جمع آوری کنید. اگر در مکه هستید، سعی کنید اطلاعات مفید و قابل اتکا درباره حادثه، نحوه کمک و حتی شرایط فعلی خود و افراد دیگر جمع آوری کنید. داشتن اطلاعات مفید ممکن است در لحظات بحرانی بعدی و کمک به بازماندگان و زخمی ها، بسیار کمک کننده باشد.

6. مراقب «اثر تماشاچی» باشید. باز هم اگر در مکه هستید، مراقب باشید که گرفتار «اثر تماشاچی» نشوید. اثر تماشاچی وضعیتی است که ممکن است برخی از افراد شاهد یک حادثه یا فاجعه باشند و به هر دلیلی، تمایلی به کمک نداشته باشند. هرچند که ممکن است خود را فاقد مهارت های لازم برای کمک بدانید، اما در هر صورت حداقل می توانید به فردی که مهارت لازم را دارد و در حال کمک است، کمک کنید. اگر در ایران یا در هر جای جهان هم هستید، مراقب باشید که به ناظر بی تفاوت فاجعه، تبدیل نشوید.

موارد فوق، خلاصه ای از کمک های روانشناختی است که می توان در این شرایط انجام داد. امیدوارم که هر کدام از ما خود را نه یک فرد مجزا، که عضو ملتی متحد بدانیم که آسیب و فاجعه ای برایش رخ داده است. بیایید تمام تلاشمان آن باشد که از اندوه، و غم هم وطنانمان بکاهیم.

 

 

 

صفحه1 از5