نوروفیدبک

امین اسداله پور

امین اسداله پور

جمعه, 27 شهریور 1394 ساعت 11:53 برای نظر دادن اولین باش!

  

چگونه مغز راهبردهای خود را تغییر می دهد تا به بهترین راه حل برسد؟

زیاد متمرکز شدن  برای انجام تکلیف، کار صحیحی نیست.

هنگام انجام تکالیفی که نیازمند توجه ما هستند، کاری که می کنیم این است که کاملا غرق انجام آن تکلیف به شیوه متداول می شویم، در حالیکه این کار اشتباه است و باید به راه حل های جدیدتری نیز اندیشید.

یک مطالعه جدید آشکار کرد که چگونه مغز راهبردهای خود را از یک استراتژی عادی به سمت یک استراتژی جدیدتر و شاید بسیار موثرتر تغییر می دهد. این یافته نشان داد فعالیت در قشر مغز پیش پیشانی میانی، ناظر بر تغییر راهبردها از تمرکز بر راه حل رایج به سمت تمرکز بر راهبرد موفقیت آمیز که بهتر از استراتژی قبلی است، می باشد.

دکترSchuck از دانشگاه پرینستون مطرح می نماید که مغز انسان در هر لحظه اطلاعات زیادی را پردازش می کند و مکانیسم هایی را به کار می گیرد که اطلاعات را به شیوه رایج پردازش آن، فیلتر می کند. اما این فیلتر سودمند نیست و شما ممکن است اطلاعات زیادی را از دست بدهید که فراتر از راهبرد متداول مورد استفاده شماست. دکترSchuck و همکار وی مطالعه ای را ترتیب دادند تا دریابند هنگامی که افراد متوجه می شوند راه حل متفاوت و بالقوه سودمندی برای انجام تکالیف وجود دارد، چه اتفاقی می افتد. آنها از آزمودنی های خود خواستند یک بازی را انجام دهند، در حالیکه مغز آنان توسط تصویر سازی مغناطیسی مغز(fMRI) اسکن می شد. به آزمودنی ها آموزش داده شد که یکی از دو دکمه را بر اساس مکان مربع های رنگی در صفحه فشار دهند، در حالیکه بازی دارای یک الگوی پنهان بود که پژوهشگران به آزمودنی ها نگفته بودند. به طوریکه وقتی مربع ها سبز رنگ بودند در یک بخش از صفحه نمایان می شدند و وقتی قرمز رنگ بودند در بخش دیگری ظاهر می شدند. پژوهشگران از بیان این مورد برای آزمودنی ها اجتناب کردند که می توانست عملکرد آنان را بهبود بخشد و به جای متمرکز شدن بر مکان مربع ها به رنگ آنها توجه نمایند. هنگامی که آزمودنی ها متوجه شدند راه حل موثرتری برای بازی وجود دارد، اسکن مغزی آنان سیگنال های خاصی در کرتکس پیش پیشانی میانی آشکار کرد که با رنگ مربع ها مرتبط بود. این سیگنالها هنگام تغییر راهبرد آزمودنی ها آشکار شد و به قدری قابل اعتماد بود که پژوهشگران توانستند برای پیش بینی راهبرد خود به خودی به کار گیرند. این یافته ها جهت فهم بهتر نقش کرتکس پیش پیشانی در شناخت انسان دارای اهمیت بود.

در این مطالعه عمدا به شرکت کنندگان در مورد راهبرد موثرتر اطلاعاتی داده نشد تا پژوهشگران بتوانند نشان دهند که مغز توانایی نظارت بر اطلاعات زمینه ای هنگام تمرکز بر یک تکلیف را دارد. در این مطالعه تغییر رفتار آزمودنی ها نشان دهنده پردازش خود به خودی است. این مطالعه نشان داد که چگونه مغز بین حفظ تمرکز بر یک تکلیف و وارد کردن اطلاعات جدید در مورد محیط توازن برقرار می کند.

Neuroscience News.com

 

 

 

 

جمعه, 06 شهریور 1394 ساعت 23:33 برای نظر دادن اولین باش!

  

کودکان بیشتر در جستجوی اطلاعاتی هستند که انتظارات آنان را به چالش می کشد. پژوهشگران دانشگاه جان هاپکینز به این نتیجه دست یافتند که نوزادان دانش فطری در مورد جهان دارند و هنگامی که انتظارات آنان به چالش کشیده می شود، بهتر یاد می گیرند.

در این مقاله برای نخستین بار روان شناسان شناختی به این نتیجه دست یافتند که نوزادان چیزهای جدیدی را از طریق به کارگیری اطلاعات اولیه و اصلی خود که با آن متولد شده اند، یاد می گیرند. هنگامی که نوزاد با واقعه شگفت انگیزی که برخلاف پیش بینی های اوست مواجه می شود، تنها بر آن رویداد عجیب متمرکز نمی شود بلکه چیزی فراتر از وقایع مشابه پیش بینی پذیر آن واقعه یاد می گیرد.

برای نو آموزان، جهان به طور غیر قابل باوری مکان پیچیده ای است که پر از محرک های پویا است. پژوهشگران حدس می زنند که نوزادان از اطلاعاتی که از قبل در مورد جهان دارند در مورد وقایع مورد انتظار استفاده می کنند. هنگامی که این پیش بینی ها اشتباه به نظر می رسد، نوزادان از این واقعه به عنوان فرصتی برای یادگیری بهره می گیرند. در واقع در مواجهه با رویدادهای غیر قابل پیش بینی نوزادان بهتر یاد می گیرند، و فرصتی بدست می آورند تا وقایع عجیب خارج از دنیایشان را آزمایش کنند. این مقاله 4 آزمایش با نوزادان 11 ماهه قبل از سن زبان باز کردن را در بر گرفت که جهت بررسی اینکه نوزادان هنگام مواجه شدن با وقایعی که مورد انتظارشان نیست، به طور موثرتری یاد می گیرند، انجام شد.

در ابتدا پژوهشگران به کودک دو موقعیت پیش بینی پذیر و پیش بینی نا پذیر در مورد یک شی را نشان دادند. به عنوان مثال یک گروه از نوزادان توپی را دیدند که به پایین غلت می خورد و در نهایت توسط یک دیوار در مسیر خود متوقف می شود. گروه دیگر توپی را دیدند که به پایین غلت می خورد و به طرز جادویی از طریق دیوار به سمت راست منحرف می شود. هنگامی که پژوهشگران اطلاعات جدیدی در مورد توپ اسرار آمیز ارایه دادند، نوزاد یقینا بهتر یاد می گرفت. در حقیقت نوزادان هیچ شواهدی مبنی بر یادگیری در مورد توپ پیش بینی پذیر نشان ندادند. علاوه بر این پژوهشگران دریافتند، نوزادان کاوش توپی را انتخاب کردند که پیش بینی های آنها را به چالش می کشید.

پژوهشگران دریافتند که نوزادان تنها خواستار یادگیری در مورد شی اسرار آمیز نیستند بلکه می خواستند آن را بفهمند. نتایج نشان داد کودکان فرضیه های خاصی را در مورد رفتار غیر قابل انتظار شی، مورد آزمایش قرار می دهند. رفتارهای نوزادان صرفا پاسخ های واکنشی نسبت به تازگی پیامدهای غیرقابل انتظار نیست بلکه نشان دهنده تلاش های گسترده آنان برای یادگیری وجوه جهانی است که در تطابق با انتظارات وی شکست خورده اند.

"نوزادان تنها مجهز به اطلاعات بنیادی در مورد جنبه های اساسی دنیا نیستند بلکه از همان سال های اولیه زندگی ، دانش خود را جهت در اختیار قرار دادن یادگیری های جدید تحت کنترل خویش در می آورند."

منبع: NeuroscienceNews

 

 

 

جمعه, 26 تیر 1394 ساعت 18:07 برای نظر دادن اولین باش!

  

مصرف همزمان داروهای ضد افسردگی با مُسکن های غیر استروئیدی همچون "ایبوپروفن" یا "ناپروکسن"، خطر خونریزی مغزی را افزایش می دهد.

به گزارش ایسنا، پزشکان کره‌ای در یک بررسی جدید دریافتند از بین بیش از چهار میلیون نفری که برای اولین بار داروی افسردگی برایشان تجویز شده بود، افرادی که همزمان از داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی نیز استفاده کرده‌ بودند ظرف یک ماه آینده، بیشتر با خطر ابتلا به خونریزی مغزی داخل جمجمه‌ای مواجه شدند.

 این نوع از خونریزی مغزی می‌تواند به آسیب‌دیدگی دائمی مغز یا حتی مرگ منجر شود. همچنین طبق اعلام سازمان غذا و داروی آمریکا، برخی از داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی که مسکن‌های غیرنسخه‌ای و پرمصرف هستند نیز می‌توانند خطر سکته مغزی و قلبی را افزایش دهند.

 دکتر «جیل موریسون» از دانشگاه «گلاسگو» در اسکاتلند نیز گفت: انجام بررسی‌های بیشتر در این زمینه برای رسیدن به نتایج قطعی ضرورت دارد و هنوز پرسش‌های بی‌پاسخی دراین‌باره باقی مانده است.

به گزارش هلث دی‌نیوز، کارشناسان با اشاره به اینکه افرادی که از داروهای افسردگی مصرف می‌کنند باید نسبت به مصرف داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی هوشیار باشند، تاکید کردند: هر دو نوع این داروها جزو داروهای پرمصرف هستند و حدود دوسوم مبتلایان به افسردگی از دردهای مزمن رنج می‌برند و به همین دلیل نیاز بیشتری به مصرف داروهای مسکن پیدا می‌کنند.

مقاله این تحقیق در BMJ:

Risk of intracranial haemorrhage in antidepressant users with concurrent use of non-steroidal anti-inflammatory drugs: nationwide propensity score matched study

 منبع:www.neurosafari.com 

 

 

 

پنج شنبه, 11 تیر 1394 ساعت 18:59 برای نظر دادن اولین باش!

متخصصان علوم اعصاب به این نتیجه رسیده اند که بخش های مختلفی از مغز در سنین مختلف کارکرد بهتری دارد. توانایی تفکر سریع و به یاد آوری اطلاعات که به عنوان هوش سیال معرفی شده است، در حدود سن 20 سالگی به اوج خود می رسد و سپس به آرامی کاهش می یابد. اما یافته های اخیر بر گرفته از مطالعات علوم اعصاب در MIT  و Massachusetts General Hospital (MGH) نشان می دهد که واقعیت بسیار پیچیده تر از آنچه تصور می شود است. پژوهش انجام یافته در مجله Psychological Scienceنشان می دهدکه مولفه های مختلف هوش سیال در سنین مختلف، به طور مثال در اواخر چهل سالگی در اوج خود می باشند. در برخی سنین شما در اموری بهترین یا بدترین هستید و این تصویر متفاوتی از تغییرات فراخنای عمر افراد بدست می دهد که با آنچه روان شناسی و نوروساینس به طور سنتی مطرح می کردند، متفاوت است.

سنجش نقاط اوج

تاکنون مطالعه در مورد چگونگی تغییر مهارتهای شناختی در طول عمر به دلیل دشواری در گردآوری افراد مسن پایین تر از 65 سال در لابراتوار روان شناسی جهت شرکت در آزمایشات، سخت بود. Hartshorne  و Germine به دلیل انجام آزمایشات خود از طریق اینترنت، جاییکه افراد از هر گروه سنی می توانند در معرض پژوهش قرار گیرند، توانستند مطالعات گسترده ای در مورد پیری انجام دهند. در سال 2011، Germine طی مطالعه ای نشان داد که توانایی بازشناسی چهره ها تا اوایل 30 سالگی افزایش می یابد، سپس به آرامی رو به کاهش می نهد. این یافته با یافته های قبلی مبنی بر اینکه اوج هوش سیال در اواخر نوجوانی است، سازگاری ندارد. همزمان با این یافته Hartshorne دریافت که عملکرد آزمودنی ها در تکالیف حافظه کوتاه مدت دیداری در اوایل 30 سالگی در اوج خود است. بر اساس این نتایج چالش برانگیز، پژوهشگران دانشگاه هاروارد شروع به بررسی منابع مختلف اطلاعاتی نمودند.آنها داده های چند دهه پیش را که از عملکرد بزرگسالان در آزمون هوش و حافظه وکسلر بزرگسالان بدست آمده بود را جمع آوری نمودند. همچنین آنها نمرات آزمودنی ها در 30 خرده مقیاس مختلف این آزمونها مانند فراخنای ارقام و جستجوی فضایی را سنجیدند.

Hartshorne  و Germineبه این نتیجه رسیدند که یک نقطه اوج واحد برای تمام توانایی ها وجود ندارد. به دلیل آنکه منبع اطلاعاتی آنطور که پژوهشگران می خواستند گسترده نبود، آنهاتصمیم گرفتند از طریق مطالعه اینترنتی گروه گسترده ای، چندین توانایی شناختی مختلف را بیازمایند. برای مطالعه اینترنتی، پژوهشگران چهار تکلیف بر اساس آزمون هوش وکسلر بزرگسالان که در سنین مختلفی در اوج هستند، انتخاب می نمایند. آنها همچنین تکلیف توانایی درک حالتهای هیجانی افراد دیگر را که در آزمون وکسلر وجود نداشت، را نیز سنجیدند. پژوهشگران داده های نزدیک به 50000 آزمودنی را جمع آوری نمودند که به روشنی نشان می دهد، هر کدام از توانایی های شناختی در سنین مختلفی در اوج خود هستند. به طور مثال، سرعت پردازش اطلاعات در حدود سن 18 تا 19 سالگی در اوج خود است، سپس بلافاصله رو به کاهش می نهد. همچنین بهبودی در حافظه کوتاه مدت تا سن 25 سالگی ادامه می یابد و سپس تا 35 سالگی دچار افت می شود. توانایی ارزیابی حالت های هیجانی دیگران در سنین بالاتر حدود 40 یا 50 سالگی به اوج خود می رسد. Christopher Chabris استاد روان شناسی کالج Union بیان می کند خصوصیت کلیدی که موجب موفقیت آمیز شدن این مطالعه شده، توانایی پژوهشگران در جمع آوری اطلاعات زیادی است که این امر در روان شناسی شناختی متداول نیست، همچنین در گام بعدی ارایه تصویری از چگونگی تغییر توانایی های شناختی مختلف از فردی به فردی دیگر در طول زمان وجه بارز این پژوهش است.

هوش متراکم

پژوهشگران جهت سنجش هوش متبلور که انباشت حقایق و دانش است، اغلب از آزمون واژگان استفاده می کنند. یافته های این مطالعه نشان می دهد که هوش متبلور در اواخر دوره زندگی به اوج خود می رسد، همانطور که قبلا هم به این نتیجه دست یافته بودند. اما پژوهشگران بر اساس داده های بدست آمده از آزمون هوش وکسلر، اوج عملکرد در  آزمون واژگان را سن 40 سالگی ارزیابی کرده بودند، در حالیکه یافته های جدید نشان داد اوج عملکرد در این آزمون اواخر دهه 60 سالگی یا اوایل 70 سالگی است. پژوهشگران معتقدند که این امر احتمالا به دلیل دانش بهترو داشتن شغل هایی است که مستلزم مطالعه می باشد که این امر فرصتی برای برانگیختگی هوش افراد مسن فراهم می آورد.Hartshorne  و Germineاکنون در حال جمع آوری اطلاعاتی از وب سایت خویش هستند و می خواهند تکالیف جدید شناختی جهت ارزیابی هوش هیجانی و اجتماعی، مهارت های زبانی و عملکرد اجرایی طراحی نمایند. آنها تلاش می نمایند که اطلاعات خویش را همگانی نمایند تا سایر پژوهشگران نیز امکان ارزیابی و تحلیل انواع دیگر مطالعه ها را داشته باشند. Hartshorne می گوید: ما نشان دادیم که تئوری های قبلی در این زمینه اشتباه بودند. حال سوال این است: تئوری درست چیست؟ جهت پاسخ به این سوال، ما نیازمند مطالعات بیشتر و جمع آوری داده های بیشتری هستیم.

www.NeuroscienceNews.com

یکشنبه, 24 خرداد 1394 ساعت 12:34 برای نظر دادن اولین باش!

  

بر اساس مطالعه جدید مرکز پزشکی Northwesternافسردگی پدران همانند افسردگی مادران، در طول سال های اولیه والدینی می تواند کودک نو پا را در معرض رفتارهای آشفته ای چون کتک کاری، دروغگویی، اضطراب و غمگینی در طول دوره حساس رشد قرار دهد. این مطالعه اولین پژوهشی است که نشان می دهد اثر افسردگی پدران از بلافاصله بعد از تولد کودک تا دوران نوپایی همان تاثیر مشابه با افسردگی مادران در این دوران بر رشد کودک را دارد. مطالعات پیشین عمدتا بر افسردگی پس از زایمان مادران متمرکز شده بودند و نشان دادند که علایم افسردگی مادران ممکن است بر رفتارهای کودک در طول سال های اولیه تاثیر داشته باشد.

نظریه Sheehan Fisher در مورد اثر هیجانات پدر بر کودک خویش، نویسنده را به سمت مطالعه در این زمینه سوق داد. افرادی که به تازگی پدر شده اند، مانند مادران باید از لحاظ ابتلا به افسردگی پس از زایمان مورد بررسی قرار گیرند. پدران و مادران افسرده در مقایسه با سایر پدران و مادران ارتباط چشمی اندکی با کودک خویش دارند و کمتر لبخند می زنند. بر اساس نظر Sheehanبروز حالات افسردگی یکی از راههای بیان هیجانات است و موجب تغییر رفتار افراد می شود. مطالعات نشان می دهد که در طول زندگی مردان، پس از تولد فرزند، پدران در معرض خطر بیشتر افسردگی قرار دارند.

مطالعه حاضر نشان می دهد که خلق پدران پس از زایمان، در خط سیر زندگی آنان برای مدت سه سال بعد زندگی خودشان و نیز رفتار کودک خویش در طول سالهای نوپایی اهمیت بسزایی دارد. مداخلات زود هنگام برای پدران و مادران هدف اصلی درمان است. طبق نظر  Sheehan چنانچه والدین افسرده سریعا شناسایی شده و تحت درمان قرار گیرند، نشانه های افسردگی آنان ادامه نخواهد یافت و از آن مهم تر این است که کودک آنان تحت تاثیر علایم والدین افسرده خود قرار نخواهد گرفت.

Sheehan اطلاعاتی از حدود 200 زوج جمع آوری نمود که این زوج ها در مطالعه قبلی سه سال پیش در مورد افسردگی والدین پس از زایمان، شرکت کرده بودند. اجرای پرسشنامه ها برای افراد شرکت کننده اطلاعاتی در مورد افسردگی والدین، ارتباط زوج ها با یکدیگر و رفتارهای درون سازی کودک( غمگینی، اضطراب، عصبانیت) و رفتارهای برون سازی(کتک کاری، دروغ گویی، برون ریزی) بدست داد. پرسشنامه ها توسط هر دو زوج و به صورت مستقل تکمیل گردیده بودند.

نکات کلیدی این مطالعه:

-افسردگی پدری و مادری هر کدام به طور مستقل در طول دوره نوپایی کودک تاثیر گذار است و با رفتارهای درون سازی شده و برون سازی شده کودک مرتبط است.

-والدینی که نشانه های افسردگی پس از زایمان را بلافاصله پس از تولد کودک خویش گزارش کردند، این نشانه ها را سه سال بعد نیز گزارش نمودند.

-این یافته ها نشان می دهد افسردگی پدران و مادران در دوره پس از زایمان نقطه آغازی برای افسردگی والدین در سال های آتی است.

- نزاع بین والدین به اندازه افسردگی آنان بر رفتارهای بد کودک تاثیر  گذار نیست.

Fisher, Sheehan D.; Brock, Rebecca L.; O’Hara, Michael W.; Kopelman, Robin; and Stuart, Scott in Couple and Family Psychology: Research and Practice.. Published online March 2 2015 doi:10.1037/cfp0000037

 

 

 

 

دوشنبه, 28 ارديبهشت 1394 ساعت 16:53 برای نظر دادن اولین باش!

ششمین جلسه سخنرانی ماهانه مرکز روانشناسی و نوروفیدبک سایبر، روز پنجشنبه 31 اردیبهشت 1394 برگزار خواهد شد. سخنرانی های ماهانه سایبر، از این پس  در آخرین پنجشنبه هر ماه راس ساعت 12:10 آغاز خواهد شد و در ساعت 13 پایان خواهد یافت. مدت زمان هر سخنرانی 20 تا 30 دقیقه بوده و 20 تا 30 دقیقه نیز به پرسش و پاسخ و بحث اختصاص خواهد یافت. برنامه ریزی های صورت گرفته بر آن است که موضوعات این سخنرانی ها به آخرین یافته ها و پیشرفت ها در حوزه های علوم اعصاب، روانشناسی و روانپزشکی و فلسفه ذهن مرتبط باشند و انگیزه و جرقه ای باشند برای پژوهشگران این حوزه ها. بعلاوه پس از پایان هر سخنرانی نیز مدت زمان کافی برای بحث در نظر گرفته شده است تا پویایی بیشتری را در این جلسات شاهد باشیم.

لطفا توجه فرمایید که از این پس سخنرانی های ماهانه سایبر در آخرین پنجشنبه هر ماه برگزار خواهد شد.

ششمین سخنران این مجموعه، آقای دکتر علی جهان، مدیر گروه گفتاردرمانی دانشگاه علوم پزشکی تبریز خواهند بود که با عنوان "نوروفیزیولوژی لکنت زبان" سخنرانی خواهند کرد. لطفا توجه فرمایید که شرکت در این جلسات رایگان است اما حضور در جلسات فقط برای اساتید، فارغ التحصیلان و دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترا آزاد می باشد.

 محل برگزاری سخنرانی ها: تبریز، خیابان ارتش جنوبی، ابتدای پاستور جدید، ساختمان صدرا، طبقه هفتم. دفتر مرکزی مرکز روانشناسی و نوروفیدبک سایبر.

شماره تماس جهت کسب اطلاعات بیشتر: 04135413019

شنبه, 02 فروردين 773 ساعت 21:20 برای نظر دادن اولین باش!

  

بر اساس یک مطالعه جالب، قرار گرفتن ورزشکاران در معرض علایم زیرآستانه ای، باعث افزایش قابل توجه در عملکرد و کارآیی ورزشکاران می شود. نشانه ها و علایم زیرآستانه ای کلمات، تصاویر و نشانه هایی هستند که توسط سیستم حسی بدن ثبت می شوند اما به قدری سریع هستند که وارد هشیاری و آگاهی فرد نمی شوند.

 تحقیقی به سرپرستی پرفسور ساوئل ماروکورا با همکاری همکاران دانشگاه بانگور انجام شده است که نشان می‌دهد ورزشکارانی که در حال انجام تمرینات اسقامتی بودند٬ وقتی  در معرض نشانه‌های زیرآستانه‌ای مثبت - همانند کلمات مرتبط با فعالیت مثل "برو"٬  "انرژی" و یا تصاویر صورت‌هایی خوشحال  قرار گرفته‌اند٬به نسبت کسانی که در معرض کلمات غیر مرتبط با قعالیت و یا صورت‌های غمگین قرار گرفتند٬ توانستند به شکل معناداری٬   زمان بیشتری را در تمرین‌های مقاومتی شرکت کنند.

کلمات و صورت‌ها برای کمتر از ۰.۰۲ ثانیه  در یک صفحه دیجیتال که دربرابر ورزشکاران قرار گرفته بود نشان داده شد که با تصاویر دیگر ماسک شده بود. به این معنی که در هشیاری فرد وارد نشده و قابل شناسایی نبود.

این تحقیق اولین تحقیقی است که نشان می‌دهد نشانه‌های زیرآستانه‌ای دیداری به شکل مستقیم کارایی هنگام تمرین را افزایش داده است.

همچنین این امر تایید می‌کند که ادراک این که  فکر کند  برای انجام تمرین چه مقدار تلاش لازم است می‌تواند حین تمرین تغییر کند. این امر می‌تواند تاثیری کلی روی توان مقاومت فرد بگذارد.

پروفسور موراکو در حال حاضر در حال بررسی  راه‌هایی است که این تحقیق  می‌تواند برای ورزشکاران باز کند تا کارایی‌شان را درحین رقابت‌ها با استفاده از تکنولوژی‌هایی مثل عینک‌های هوشمند برای ایجاد نشانه‌های زیرآستانه ای مثبت افزایش دهد.

این پژوهش می تواند راهکاری عملی جهت ارتقای توان ورزشکاران ارائه دهد.

منبع: پژوهشکده علوم شناختی

همراه با ویرایش

 

 

 

 

شنبه, 02 فروردين 773 ساعت 04:00 برای نظر دادن اولین باش!

 محققین دانشگاه جان هاپکینز گزارش کردند افراد مبتلا به بی خوابی مزمن نسبت به افراد سالم شکل پذیری و فعالیت بیشتری در مناطق مغزی مرتبط با کنترل حرکات نشان می دهند.

 سالاس و تیم پژوهشی او در شماره ماه مارس نشریه Sleep گزارش کردند طبق یافته های آنها قشر حرکتی مغز در افرادی که از بی خوابی مزمن رنج می برند در مقایسه با گروهی که خواب مناسب دارند تغییر پذیری بیشتری دارد. همچنین شواهدی از "تحریک پذیری" بیشتر نورون های همین ناحیه در افراد مبتلا به بی خوابی مزمن به دست آمده است. این شواهد نشان می دهند افراد مبتلا، به طور مداوم از نظر مغزی در وضعیتی قرار دارند که در آن سطح پردازش اطلاعات افزایش یافته است و به همین دلیل خواب دچار اختلال می شود.

محققین امیدوارند که مطالعات آنها دری به سمت تشخیص و درمان بهتر این اختلال شایع و اغلب درمان ناپذیر بگشاید؛ اختلالی که تنها در ایالات متحده در حدود 15 درصد جمعیت از آن رنج می برند.

برای انجام این مطالعه، سالاس و همکارانش در گروه روانپزشکی و علوم رفتاری و نیز گروه طب فیزیکی و توانبخشی از روش TMS (تحریک مغناطیسی فراجمجمه ای) استفاده نمودند. در این روش غیرتهاجمی و بدون درد جریان های الکترومغناطیسی نقاط خاصی از مغز را با دقت بالا هدف گیری نموده و به طور موقتی و بی ضرر عملکرد این نقاط را تحت تأثیر قرار می دهند. TMS برای درمان برخی از بیماران افسرده از طریق تحریک سلول های عصبی مناطق کنترل کننده ی خلق، از سوی سازمان امور غذا و داروی آمریکا (FDA) مورد پذیرش و تأیید قرار گرفته است.

آزمودنی های شرکت کننده در پژوهش مورد نظر شامل 28 بزرگسال بودند که از میان آنها 18 نفر حداقل به مدت یکسال از اختلال بی خوابی رنج می بردند در حالی که از سوی 10 نفر دیگر هیچ مشکلی در رابطه با خواب گزارش نشده بود. برای هر یک از شرکت کنندگان یک الکترود و نیز یک الکترومتر برای سنجش سرعت حرکت و جهت انگشت روی شست دست برتر نصب شد.

پس از آن محققین به هر یک از آزمودنی ها 65 تکانه ی الکتریکی با استفاده از TMS وارد نمودند و از این طریق قشر حرکتی مغز را تحریک کرده و حرکات غیر اردی انگشت شست را که در اثر این تحریک صورت می گرفت مورد مشاهده قرار دادند. سپس به مدت 30 دقیقه به شرکت کنندگان آموزش داده شد که انگشت شست خود را در جهت مخالف حرکت غیرارادی قبلی تکان دهند و بعد  از تمرین نیم ساعته تکانه های الکتریکی مجدداً ارائه شدند.

هدف از این فرآیند، سنجش این مسئله بود که مغز آزمودنی ها تا چه اندازه قادر است انگشست شست را به طور غیرارادی در جهتی تکان دهد که در طول جلسه ی تمرینی اخیر به آن آموزش داده شده بود. هرچه انگشت شست در اثر تحریک الکتریکی بیشتر در جهت تازه آموزش دیده حرکت می کرد، مشخص می شد که  قشر حرکتی مغز از شکل پذیری بالاتری برخوردار است.

از آنجا که فقدان خواب شبانه با کاهش حافظه و تمرکز در طول روز ارتباط دارد سالاس و همکارانش گمان می کردند مغز افرادی که از خواب مناسب برخوردار بودند راحت تر آموزش داده شده و تغییر کند. با این حال نتایج برعکس چیزی بود که انتظار می رفت. پژوهشگران تغییرپذیری بیشتری در مغز مبتلایان به بی خوابی مزمن مشاهده نمودند.

سالاس می گوید منشأ افزایش شکل پذیری در مغز بیماران مبتلا به بی خوابی روشن نیست، همچنین مشخص نیست که این افزایش در تغییر پذیری مغز علت اختلال بی خوابی باشد. در حقیقت هنوز نمی دانیم که این افزایش شکل پذیری مفید است، منشأ اختلال است و یا بخشی از مکانیسم جبرانی مغز برای برطرف نمودن عواقب ناخوشایند محرومیت از خواب است که به دلیل ابتلای فرد به بی خوابی مزمن پیش می آیند. بیمارانی که از درد مزمن خیالی در اعضای قطع شده بدنشان رنج می برند و نیز مبتلایان به دیس تونیا نیز در قشر حرکتی مغزشان افزایش شکل پذیری را نشان می دهند که تأثیرات زیان بخش و دردناکی را موجب می گردد. در بیماری دیس تونیا که یک اختلال حرکتی نورولوژیک است، انقباضات مداوم عضلانی منجر به پیچ خوردگی و حرکات مکرر می شود.

سالاس می گوید نقایصی که در تنظیم برانگیختگی بیماران مبتلا به بی خوابی مزمن وجود دارد و از طریق افزایش متابولیسم، افزایش سطوح کورتیزول و نگرانی مداوم مشاهده می شود ممکن است به نوعی با افزایش شکل پذیری مغز ارتباط داشته باشد. تشخیص بی خوابی تنها بر اساس گزارشاتی که بیمار به درمانگر می دهد امکان پذیر است و هیچ آزمون عینی برای تشخیص این بیماری وجود ندارد. از سوی دیگر روش درمانی واحدی که برای همه ی مبتلایان به این اختلال مفید باشد نیز تا کنون پیدا نشده است. او معتقد است درمان های موجود ممکن است برای یک بیمار با موفقیت همراه باشد در حالی که بر بیمار دیگر تأثیری نگذارد.

سالاس در پایان عقیده دارد که این پژوهش نشان می دهد TMS می تواند در تشخیص بی خوابی مزمن نقش قابل توجهی داشته باشد و به صورت بالقوه امکان طراحی درمان هایی از طریق کاهش تحریک پذیری را برای اختلال بی خوابی مزمن فراهم می کند.

 

Journal Reference:

  1. Rachel E. Salas, Joseph M. Galea, Alyssa A. Gamaldo, Charlene E. Gamaldo, Richard P. Allen, Michael T. Smith, Gabriela Cantarero, Barbara D. Lam, Pablo A. Celnik. Increased Use-Dependent Plasticity in Chronic Insomnia. SLEEP, 2014; DOI: 10.5665/sleep.3492

 

 

 

شنبه, 02 فروردين 773 ساعت 04:48 برای نظر دادن اولین باش!

 

 نخستین سخنرانی ماهانه مرکز روانشناسی و نوروفیدبک سایبر، روز چهارشنبه 30 مهرماه 1393 برگزار خواهد شد. سخنرانی های ماهانه سایبر، آخرین چهارشنبه هر ماه راس ساعت 12:10 آغاز خواهد شد و در ساعت 13 پایان خواهد یافت. مدت زمان هر سخنرانی 20 تا 30 دقیقه بوده و 20 تا 30 دقیقه نیز به پرسش و پاسخ و بحث اختصاص خواهد یافت. برنامه ریزی های صورت گرفته بر آن است که موضوعات این سخنرانی ها به آخرین یافته ها و پیشرفت ها در حوزه های علوم اعصاب، روانشناسی و روانپزشکی و فلسفه ذهن مرتبط باشند و انگیزه و جرقه ای باشند برای پژوهشگران این حوزه ها. بعلاوه پس از پایان هر سخنرانی نیز مدت زمان کافی برای بحث در نظر گرفته شده است تا پویایی بیشتری را در این جلسات شاهد باشیم.

نخستین سخنران این مجموعه، استاد گرانقدر جناب آقای دکتر بخشی پور خواهند بود که با عنوان "نوروپسیکولوژی وسواس" سخنرانی خواهند کرد. لطفا توجه فرمایید که شرکت در این جلسات رایگان است اما حضور در جلسات فقط برای اساتید، فارغ التحصیلان و دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترا آزاد می باشد.

 محل برگزاری سخنرانی ها: خیابان ارتش جنوبی، ابتدای پاستور جدید، ساختمان صدرا، طبقه ششم. دفتر مرکزی مرکز روانشناسی و نوروفیدبک سایبر.

شماره تماس جهت کسب اطلاعات بیشتر: 04135413019

 

 

پنج شنبه, 20 -2669 ساعت 08:07 برای نظر دادن اولین باش!

  چهارمین جلسه سخنرانی ماهانه مرکز روانشناسی و نوروفیدبک سایبر، روز چهارشنبه 24 دی ماه 1393 برگزار خواهد شد. سخنرانی های ماهانه سایبر، آخرین چهارشنبه هر ماه راس ساعت 12:10 آغاز خواهد شد و در ساعت 13 پایان خواهد یافت. مدت زمان هر سخنرانی 20 تا 30 دقیقه بوده و 20 تا 30 دقیقه نیز به پرسش و پاسخ و بحث اختصاص خواهد یافت. برنامه ریزی های صورت گرفته بر آن است که موضوعات این سخنرانی ها به آخرین یافته ها و پیشرفت ها در حوزه های علوم اعصاب، روانشناسی و روانپزشکی و فلسفه ذهن مرتبط باشند و انگیزه و جرقه ای باشند برای پژوهشگران این حوزه ها. بعلاوه پس از پایان هر سخنرانی نیز مدت زمان کافی برای بحث در نظر گرفته شده است تا پویایی بیشتری را در این جلسات شاهد باشیم.

چهارمین سخنران این مجموعه، آقای دکتر حسین قلیزاده خواهند بود که با عنوان "چهارمین سخنرانی ماهانه سایبر: پذیرش و تغییر در زوج درمانی؛ رویکرد مبتنی بر موج سوم رفتاردرمانی" سخنرانی خواهند کرد. لطفا توجه فرمایید که شرکت در این جلسات رایگان است اما حضور در جلسات فقط برای اساتید، فارغ التحصیلان و دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترا آزاد می باشد.

 محل برگزاری سخنرانی ها: خیابان ارتش جنوبی، ابتدای پاستور جدید، ساختمان صدرا، طبقه ششم. دفتر مرکزی مرکز روانشناسی و نوروفیدبک سایبر.

شماره تماس جهت کسب اطلاعات بیشتر: 04135413019

 

 

صفحه2 از5