نوروفیدبک

متخصصان علوم اعصاب به این نتیجه رسیده اند که بخش های مختلفی از مغز در سنین مختلف کارکرد بهتری دارد. توانایی تفکر سریع و به یاد آوری اطلاعات که به عنوان هوش سیال معرفی شده است، در حدود سن 20 سالگی به اوج خود می رسد و سپس به آرامی کاهش می یابد. اما یافته های اخیر بر گرفته از مطالعات علوم اعصاب در MIT  و Massachusetts General Hospital (MGH) نشان می دهد که واقعیت بسیار پیچیده تر از آنچه تصور می شود است. پژوهش انجام یافته در مجله Psychological Scienceنشان می دهدکه مولفه های مختلف هوش سیال در سنین مختلف، به طور مثال در اواخر چهل سالگی در اوج خود می باشند. در برخی سنین شما در اموری بهترین یا بدترین هستید و این تصویر متفاوتی از تغییرات فراخنای عمر افراد بدست می دهد که با آنچه روان شناسی و نوروساینس به طور سنتی مطرح می کردند، متفاوت است.

سنجش نقاط اوج

تاکنون مطالعه در مورد چگونگی تغییر مهارتهای شناختی در طول عمر به دلیل دشواری در گردآوری افراد مسن پایین تر از 65 سال در لابراتوار روان شناسی جهت شرکت در آزمایشات، سخت بود. Hartshorne  و Germine به دلیل انجام آزمایشات خود از طریق اینترنت، جاییکه افراد از هر گروه سنی می توانند در معرض پژوهش قرار گیرند، توانستند مطالعات گسترده ای در مورد پیری انجام دهند. در سال 2011، Germine طی مطالعه ای نشان داد که توانایی بازشناسی چهره ها تا اوایل 30 سالگی افزایش می یابد، سپس به آرامی رو به کاهش می نهد. این یافته با یافته های قبلی مبنی بر اینکه اوج هوش سیال در اواخر نوجوانی است، سازگاری ندارد. همزمان با این یافته Hartshorne دریافت که عملکرد آزمودنی ها در تکالیف حافظه کوتاه مدت دیداری در اوایل 30 سالگی در اوج خود است. بر اساس این نتایج چالش برانگیز، پژوهشگران دانشگاه هاروارد شروع به بررسی منابع مختلف اطلاعاتی نمودند.آنها داده های چند دهه پیش را که از عملکرد بزرگسالان در آزمون هوش و حافظه وکسلر بزرگسالان بدست آمده بود را جمع آوری نمودند. همچنین آنها نمرات آزمودنی ها در 30 خرده مقیاس مختلف این آزمونها مانند فراخنای ارقام و جستجوی فضایی را سنجیدند.

Hartshorne  و Germineبه این نتیجه رسیدند که یک نقطه اوج واحد برای تمام توانایی ها وجود ندارد. به دلیل آنکه منبع اطلاعاتی آنطور که پژوهشگران می خواستند گسترده نبود، آنهاتصمیم گرفتند از طریق مطالعه اینترنتی گروه گسترده ای، چندین توانایی شناختی مختلف را بیازمایند. برای مطالعه اینترنتی، پژوهشگران چهار تکلیف بر اساس آزمون هوش وکسلر بزرگسالان که در سنین مختلفی در اوج هستند، انتخاب می نمایند. آنها همچنین تکلیف توانایی درک حالتهای هیجانی افراد دیگر را که در آزمون وکسلر وجود نداشت، را نیز سنجیدند. پژوهشگران داده های نزدیک به 50000 آزمودنی را جمع آوری نمودند که به روشنی نشان می دهد، هر کدام از توانایی های شناختی در سنین مختلفی در اوج خود هستند. به طور مثال، سرعت پردازش اطلاعات در حدود سن 18 تا 19 سالگی در اوج خود است، سپس بلافاصله رو به کاهش می نهد. همچنین بهبودی در حافظه کوتاه مدت تا سن 25 سالگی ادامه می یابد و سپس تا 35 سالگی دچار افت می شود. توانایی ارزیابی حالت های هیجانی دیگران در سنین بالاتر حدود 40 یا 50 سالگی به اوج خود می رسد. Christopher Chabris استاد روان شناسی کالج Union بیان می کند خصوصیت کلیدی که موجب موفقیت آمیز شدن این مطالعه شده، توانایی پژوهشگران در جمع آوری اطلاعات زیادی است که این امر در روان شناسی شناختی متداول نیست، همچنین در گام بعدی ارایه تصویری از چگونگی تغییر توانایی های شناختی مختلف از فردی به فردی دیگر در طول زمان وجه بارز این پژوهش است.

هوش متراکم

پژوهشگران جهت سنجش هوش متبلور که انباشت حقایق و دانش است، اغلب از آزمون واژگان استفاده می کنند. یافته های این مطالعه نشان می دهد که هوش متبلور در اواخر دوره زندگی به اوج خود می رسد، همانطور که قبلا هم به این نتیجه دست یافته بودند. اما پژوهشگران بر اساس داده های بدست آمده از آزمون هوش وکسلر، اوج عملکرد در  آزمون واژگان را سن 40 سالگی ارزیابی کرده بودند، در حالیکه یافته های جدید نشان داد اوج عملکرد در این آزمون اواخر دهه 60 سالگی یا اوایل 70 سالگی است. پژوهشگران معتقدند که این امر احتمالا به دلیل دانش بهترو داشتن شغل هایی است که مستلزم مطالعه می باشد که این امر فرصتی برای برانگیختگی هوش افراد مسن فراهم می آورد.Hartshorne  و Germineاکنون در حال جمع آوری اطلاعاتی از وب سایت خویش هستند و می خواهند تکالیف جدید شناختی جهت ارزیابی هوش هیجانی و اجتماعی، مهارت های زبانی و عملکرد اجرایی طراحی نمایند. آنها تلاش می نمایند که اطلاعات خویش را همگانی نمایند تا سایر پژوهشگران نیز امکان ارزیابی و تحلیل انواع دیگر مطالعه ها را داشته باشند. Hartshorne می گوید: ما نشان دادیم که تئوری های قبلی در این زمینه اشتباه بودند. حال سوال این است: تئوری درست چیست؟ جهت پاسخ به این سوال، ما نیازمند مطالعات بیشتر و جمع آوری داده های بیشتری هستیم.

www.NeuroscienceNews.com