نوروفیدبک

  

کودکان بیشتر در جستجوی اطلاعاتی هستند که انتظارات آنان را به چالش می کشد. پژوهشگران دانشگاه جان هاپکینز به این نتیجه دست یافتند که نوزادان دانش فطری در مورد جهان دارند و هنگامی که انتظارات آنان به چالش کشیده می شود، بهتر یاد می گیرند.

در این مقاله برای نخستین بار روان شناسان شناختی به این نتیجه دست یافتند که نوزادان چیزهای جدیدی را از طریق به کارگیری اطلاعات اولیه و اصلی خود که با آن متولد شده اند، یاد می گیرند. هنگامی که نوزاد با واقعه شگفت انگیزی که برخلاف پیش بینی های اوست مواجه می شود، تنها بر آن رویداد عجیب متمرکز نمی شود بلکه چیزی فراتر از وقایع مشابه پیش بینی پذیر آن واقعه یاد می گیرد.

برای نو آموزان، جهان به طور غیر قابل باوری مکان پیچیده ای است که پر از محرک های پویا است. پژوهشگران حدس می زنند که نوزادان از اطلاعاتی که از قبل در مورد جهان دارند در مورد وقایع مورد انتظار استفاده می کنند. هنگامی که این پیش بینی ها اشتباه به نظر می رسد، نوزادان از این واقعه به عنوان فرصتی برای یادگیری بهره می گیرند. در واقع در مواجهه با رویدادهای غیر قابل پیش بینی نوزادان بهتر یاد می گیرند، و فرصتی بدست می آورند تا وقایع عجیب خارج از دنیایشان را آزمایش کنند. این مقاله 4 آزمایش با نوزادان 11 ماهه قبل از سن زبان باز کردن را در بر گرفت که جهت بررسی اینکه نوزادان هنگام مواجه شدن با وقایعی که مورد انتظارشان نیست، به طور موثرتری یاد می گیرند، انجام شد.

در ابتدا پژوهشگران به کودک دو موقعیت پیش بینی پذیر و پیش بینی نا پذیر در مورد یک شی را نشان دادند. به عنوان مثال یک گروه از نوزادان توپی را دیدند که به پایین غلت می خورد و در نهایت توسط یک دیوار در مسیر خود متوقف می شود. گروه دیگر توپی را دیدند که به پایین غلت می خورد و به طرز جادویی از طریق دیوار به سمت راست منحرف می شود. هنگامی که پژوهشگران اطلاعات جدیدی در مورد توپ اسرار آمیز ارایه دادند، نوزاد یقینا بهتر یاد می گرفت. در حقیقت نوزادان هیچ شواهدی مبنی بر یادگیری در مورد توپ پیش بینی پذیر نشان ندادند. علاوه بر این پژوهشگران دریافتند، نوزادان کاوش توپی را انتخاب کردند که پیش بینی های آنها را به چالش می کشید.

پژوهشگران دریافتند که نوزادان تنها خواستار یادگیری در مورد شی اسرار آمیز نیستند بلکه می خواستند آن را بفهمند. نتایج نشان داد کودکان فرضیه های خاصی را در مورد رفتار غیر قابل انتظار شی، مورد آزمایش قرار می دهند. رفتارهای نوزادان صرفا پاسخ های واکنشی نسبت به تازگی پیامدهای غیرقابل انتظار نیست بلکه نشان دهنده تلاش های گسترده آنان برای یادگیری وجوه جهانی است که در تطابق با انتظارات وی شکست خورده اند.

"نوزادان تنها مجهز به اطلاعات بنیادی در مورد جنبه های اساسی دنیا نیستند بلکه از همان سال های اولیه زندگی ، دانش خود را جهت در اختیار قرار دادن یادگیری های جدید تحت کنترل خویش در می آورند."

منبع: NeuroscienceNews

 

 

 

 بر اساس پژوهش تازه ای که همزمان در گروه نورولوژی دانشگاه مک گیل (McGill University) و دانشگاه آکسفورد (Oxford University) انجام شده است سنی که کودکان در آن زبان دوم را یاد می گیرند می تواند تأثیر قابل ملاحظه ای بر ساختار مغز آنها در بزرگسالی داشته باشد. اکثر مردم دنیا در طول زندگی خود بیش از یک زبان را یاد می گیرند. بیشتر افراد به خصوص اگر زبان های دیگر را همزمان با زبان مادری و یا در سنین پایین آموخته باشند به خوبی بر آن ها مسلط هستند.

در این پژوهش از یک برنامه ی کامپیوتری که در مرکز Neuro دانشگاه مونترال طراحی شده است برای بررسی اسکن های MRI تهیه شده از مغز 66 شرکت کننده ی دو زبانه و 22 شرکت کننده ی یک زبانه استفاده شد. شرکت کنندگان در این مطالعه از میان زنان و مردان مقیم مونترال انتخاب شدند.

یافته های پژوهش نشان می دهند الگوی رشد مغز زمانی فرد از بدو تولد یک زبان و یا دو زبان را می آموزد تفاوتی با هم ندارد. اما در صورتی که یادگیری زبان دوم در سنین بالاتر کودکی و پس از کسب تسلط بر زبان اول (زبان مادری) اتفاق بیافتد در ساختار مغز به ویژه در نواحی قشر فرونتال تحتانی تغییراتی رخ می دهد. بر اساس مشاهدات در حالت اخیر، قشر فرونتال تحتانی در قسمت چپ مغز ضخیم تر و در قسمت راست مغز نازک تر می شود. قشر مغز توده ی چند لایه ای از سلول های عصبی است که نقش مهمی در عملکردهای شناختی مانند تفکر، زبان، هشیاری و حافظه دارد.

بر اساس این مطالعه تکلیف یادگیری زبان دوم پس از دوران طفولیت، همانند یادگیری مهارت های حرکتی پیچیده مثل تردستی، محرک رشد سلول های عصبی جدید و برقراری ارتباط میان آنهاست. نویسنده ی این مقاله معتقد است مشکلاتی که برخی افراد در یادگیری زبان دوم در سنین بالاتر دارند در سطح ساختاری مغز قابل توضیح است.

دکتر دنیس کلین (Denise Klein) نویسنده اصلی مقاله ی منتشر شده در مجله ی Brain and Language می گوید :" هرچه زبان دوم در سنین بالاتر رشد آموخته شود، تغییرات ایجاد شده در قشر فرونتال تحتانی بیشتر خواهد بود. نتایج ما شواهدی ساختاری ارائه می کنند که نشان می دهد سن اکتساب، اهمیتی فوق العاده در ایجاد بنیان های مغزی یادگیری زبان دارد."

 

 

 

 

  

نویسنده: امین اسداله پور//

مقدمه: نوروفیدبک، يك تکنولوژی درماني جديد و بسیار موثر است. این درمان ابتدا در آمریکا مورد استفاده قرار گرفت و با مشخص شدن تاثیرات مثبت آن، به اروپا و سایر نقاط جهان گسترش یافت. اثرات درمانی بسیار خوب و ماندگار، نبود عوارض جانبی منفی و طول کوتاه دوره درمان نسبت به درمان­های دیگر، باعث شد که سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) نیز این درمان را مورد تایید قرار دهد. در حال حاضر از درمان نوروفیدبک بر روی طیف گسترده­ای از بیماری­های خلقی و شناختی استفاده می شود. اما چند بیماری وجود دارند که تاثیر درمان نوروفیدبک بر آن ها تایید شده و بسیار چشمگیر می باشد. این بیماری ها عبارتند از اختلالات بیش فعالی همراه با کمبود توجه، اختلالات یادگیری، میگرن و سردردهای تنشی، اختلالات اضطرابی، اختلالات حافظه و عدم تمرکز.

نحوه درمان: در درمان نوروفیدبک از امواج مغزي و بازخورد آن به بيمار براي درمان بيماري وي استفاده مي شود. بسته به نوع و شدت بیماری، الکترودهایی به مناطق مختلف سر و گوش ها وصل می شود. این الکترودها امواج مغزی آن ناحیه از مغز را دریافت و به رایانه ارسال می کنند. رایانه نیز این امواج را پردازش می کند و به صورت شکل هایی خاص از امواج و تصاویر به درمانگر و خود بیمار نشان می دهد. درمانگر بر اساس این موج ها، شیوه ویژه درمانی خاص آن بیمار را تنظیم می کند (هر شیوه خاص، یک پروتکل درمانی خوانده می شود). بیمار در مقابل نمایشگر رایانه می نشیند و با مشاهده الگوی امواج خود، سعی می کند که با فکر خود آن ها را به حالت بهینه و مناسب بازگرداند. با تکرار این روش در جلسات متعدد، مغز بیمار به تدریج به حالت ایده آل و مناسب می رسد و در واقع یاد می گیرد که در حالت مناسب باقی بماند و حالت موجی که باعث بروز علائم بیماری می شود را نداشته باشد. بدین ترتیب علائم بیماری ازبین می­رود و بیمار به حالت معمول و سالم خود می رسد.

طول و تعداد جلسات: هر جلسه درمان نوروفیدبک معمولا 40 دقیقه طول می کشد. تعداد جلسات نیز به نوع بیماری، سن بیمار و میزان پیشرفت بیماری بستگی دارد. به طور معمول برای هر بیمار بین 20 تا 50 جلسه کافی است و در این تعداد جلسات بیماری وی درمان می شود. درمان به صورت 3 جلسه در هفته انجام می گیرد. به طور متوسط دوره درمان نوروفیدبک 7 تا 15 هفته است.

استفاده از نوروفیدبک در کنار سایر درمان ها: درمان نوروفیدبک را می توان هم به تنهایی و هم در کنار سایر درمان ها مانند دارودرمانی به کار برد. نوروفیدبک اثرات درمان دارویی را بالا می برد و در واقع آن را به شدت تقویت می کند. ترکیب این دو درمان می تواند باعث کاهش دوره درمان، کاهش عوارض جانبی، افزایش رضایت و بهبود سریع تر بیمار گردد.

برخی بیماری های قابل درمان با نوروفیدبک

ميگرن و سردردهاي تنشي: میگرن یک سردرد گاه به گاه و همراه با حالت تهوع و استفراغ است و از 4 تا 72 ساعت طول می کشد. درد به طور معمول در یک طرف سر و از پیشانی یا گیجگاه شروع شده و به اطراف انتشار می یابد. سردرد میگرنی بسیار شدید و ناتوان کننده می باشد. داروهای مورد استفاده در درمان میگرن، آن را کنترل می کنند اما به خوبی درمان نمی کنند و بیمار مجبور به استفاده دائمی از این داروهاست. میگرن یکی از بیماری هایی است که به درمان نوروفیدبک به خوبی پاسخ می دهد چرا که پروتکل های درمانی بسیار موثری برای آن ایجاد شده است. بیشتر بیماران به خصوص آن ها که سالیان طولانی از آن رنج برده اند، از تاثیر نوروفیدبک و میزان بهبودی خود شگفت زده می شوند. به همین ترتیب سردردهای تنشی و اضطرابی نیز به خوبی به درمان نوروفیدبک پاسخ می دهند.

اختلال بیش فعالی همراه با کمبود توجه (ADHD): این اختلال در کودکی آغاز می شود و با علائمی مانند بی قراری، بی توجهی، تکانشی بودن، عدم تمرکز در درس یا تکالیف، حواس پرتی و فعالیت زیاد و شلوغی همراه است. این اختلال می تواند باعث افت عملکرد تحصیلی و نمرات بد در مدرسه، رابطه بد کودک با اطرافیان و دوستان، عصبانیت کودک و ناتوانی وی در انجام تکالیف و وظایفش شود. درمان سنتی بیش فعالی استفاده از داروهای محرک (مانند ریتالین) می باشد. این داروها تا وقتی که مصرف می شوند موثرند اما با قطع مصرف ممکن است بیماری عود کند. بعلاوه استفاده صرف و طولانی مدت از این داروها ممکن است عوارض جانبی بر کودکان داشته باشد که می توان به سردرد، تهوع، بی خوابی و از همه مهمتر ایجاد وقفه در رشد کودک اشاره کرد. درمان نوروفیدبک هیچ یک از عوارض ذکر شده را ایجاد نمی کند بلکه با عوارض مثبتی همچون بهبود خلق کودک و کاهش پرخاشگری همراه است. بعلاوه تاثیر درمان نوروفیدبک طولانی است و حتی پس از اتمام درمان نیز ماندگار می باشد.

اختلالات یادگیری (Learning Disorders): اختلالات یادگیری به ناتوانی های کودک یا نوجوان در مهارت های خواندن، نوشتن، تکلم، ریاضیات و استدلال اطلاق می شود. کودک در یک یا چند مورد از این موارد، مهارت بسیار کمتری از همسالان خود دارد. کودکان مبتلا به اختلال یادگیری ممکن است از طرف همسالان، معلمان و والدین خود سرزنش یا مسخره شوند. بعلاوه این کودکان در زمینه اختلال خود نمرات بسیار کمی در مدرسه می گیرند و اعتماد به نفس و روحیه آنان نیز به شدت آسیب می بیند. این کودکان ممکن است با مشکلات رفتاری ناشی از اختلال خود نیز دست به گریبان باشند. درمان های فعلی مبتنی بر آموزش هستند و بسیار طولانی می باشند. بعلاوه نتیجه درمان ها نیز متوسط می باشند. درمان نوروفیدبک در مدت زمان کوتاهتری (10 هفته)، بهبودی بسیار بیشتر و ماندگارتری در اختلال یادگیری و مشکلات رفتاری کودکان ایجاد می کند.

اختلالات اضطرابی (Anxiety Disorders): اضطراب یک حالت نگرانی و تشویش ذهنی است که با علائم بدنی (مانند تعریق، ضربان قلب)، علائم فکری و شناختی (مانند خطر ) و علائم رفتاری (مانند فرار از موقعیت) همراه است. اضطراب در حالتهای شدید و مزمن خود می تواند بسیار ناتوان کننده و آزاردهنده باشد. بعلاوه اضطراب در صورت عدم درمان می تواند به بیماری های دیگری همچون افسردگی، اختلالات حافظه و بیماری­های جسمی (مانند بیماری قلبی، گوارشی، سردردهای تنشی) منجر شود. در حال حاضر درمان های دارویی و رفتاری بسیاری برای اضطراب ابداع شده اند که با نتایج خوبی همراه بوده اند. درمان نوروفیدبک، علاوه بر اثرات درمانی بیشتر و سریعتر، عوارض کمتری نیز ایجاد می کند. بعلاوه این درمان حتی بر موارد بسیار شدید یا مزمن بیماری های اضطرابی که با روش های دیگر درمان نشده اند، نیز موثر می­باشد.

اختلالات حافظه و عدم تمرکز: اختلالات حافظه و عدم تمرکز در موقعیت های مختلف و اشکال متنوعی بروز می کنند. این اختلالات ممکن است ناشی از اضطراب و استرس در شرایط سخت (مثلا کنکور) یا مشکلات مغزی مانند آلزایمر باشد. اختلالات حافظه و عدم تمرکز ناشی از استرس و اضطراب با استفاده از نوروفیدبک به طور موثر و ماندگاری درمان می شوند. این درمان حتی در افراد عادی نیز باعث افزایش عملکرد و بازدهی آن ها در کنکور، سخنرانی یا فعالیت های اضطراب زا یا نیازمند تمرکز بسیار می شود. در بیماری هایی مانند آلزایمر، ام اس و ... نیز درمان نوروفیدبک می تواند سیر پیشرفت بیماری را تا چند سال به تاخیر بیندازد و در صورت همراه شدن با دارودرمانی، با تقویت تاثیر دارو بهبودی بیشتری را نصیب بیمار نماید.