نوروفیدبک

در این ویدیو دکتر امین اسداله پور درباره نوروفیدبک، و اختلالاتی که برای آن ها مفید است، توضیح می دهند. بعلاوه پاسخ سوالات پرتکرار درباره نوروفیدبک نیز داده شده است.

 

  

بر اساس مطالعه جدید مرکز پزشکی Northwesternافسردگی پدران همانند افسردگی مادران، در طول سال های اولیه والدینی می تواند کودک نو پا را در معرض رفتارهای آشفته ای چون کتک کاری، دروغگویی، اضطراب و غمگینی در طول دوره حساس رشد قرار دهد. این مطالعه اولین پژوهشی است که نشان می دهد اثر افسردگی پدران از بلافاصله بعد از تولد کودک تا دوران نوپایی همان تاثیر مشابه با افسردگی مادران در این دوران بر رشد کودک را دارد. مطالعات پیشین عمدتا بر افسردگی پس از زایمان مادران متمرکز شده بودند و نشان دادند که علایم افسردگی مادران ممکن است بر رفتارهای کودک در طول سال های اولیه تاثیر داشته باشد.

نظریه Sheehan Fisher در مورد اثر هیجانات پدر بر کودک خویش، نویسنده را به سمت مطالعه در این زمینه سوق داد. افرادی که به تازگی پدر شده اند، مانند مادران باید از لحاظ ابتلا به افسردگی پس از زایمان مورد بررسی قرار گیرند. پدران و مادران افسرده در مقایسه با سایر پدران و مادران ارتباط چشمی اندکی با کودک خویش دارند و کمتر لبخند می زنند. بر اساس نظر Sheehanبروز حالات افسردگی یکی از راههای بیان هیجانات است و موجب تغییر رفتار افراد می شود. مطالعات نشان می دهد که در طول زندگی مردان، پس از تولد فرزند، پدران در معرض خطر بیشتر افسردگی قرار دارند.

مطالعه حاضر نشان می دهد که خلق پدران پس از زایمان، در خط سیر زندگی آنان برای مدت سه سال بعد زندگی خودشان و نیز رفتار کودک خویش در طول سالهای نوپایی اهمیت بسزایی دارد. مداخلات زود هنگام برای پدران و مادران هدف اصلی درمان است. طبق نظر  Sheehan چنانچه والدین افسرده سریعا شناسایی شده و تحت درمان قرار گیرند، نشانه های افسردگی آنان ادامه نخواهد یافت و از آن مهم تر این است که کودک آنان تحت تاثیر علایم والدین افسرده خود قرار نخواهد گرفت.

Sheehan اطلاعاتی از حدود 200 زوج جمع آوری نمود که این زوج ها در مطالعه قبلی سه سال پیش در مورد افسردگی والدین پس از زایمان، شرکت کرده بودند. اجرای پرسشنامه ها برای افراد شرکت کننده اطلاعاتی در مورد افسردگی والدین، ارتباط زوج ها با یکدیگر و رفتارهای درون سازی کودک( غمگینی، اضطراب، عصبانیت) و رفتارهای برون سازی(کتک کاری، دروغ گویی، برون ریزی) بدست داد. پرسشنامه ها توسط هر دو زوج و به صورت مستقل تکمیل گردیده بودند.

نکات کلیدی این مطالعه:

-افسردگی پدری و مادری هر کدام به طور مستقل در طول دوره نوپایی کودک تاثیر گذار است و با رفتارهای درون سازی شده و برون سازی شده کودک مرتبط است.

-والدینی که نشانه های افسردگی پس از زایمان را بلافاصله پس از تولد کودک خویش گزارش کردند، این نشانه ها را سه سال بعد نیز گزارش نمودند.

-این یافته ها نشان می دهد افسردگی پدران و مادران در دوره پس از زایمان نقطه آغازی برای افسردگی والدین در سال های آتی است.

- نزاع بین والدین به اندازه افسردگی آنان بر رفتارهای بد کودک تاثیر  گذار نیست.

Fisher, Sheehan D.; Brock, Rebecca L.; O’Hara, Michael W.; Kopelman, Robin; and Stuart, Scott in Couple and Family Psychology: Research and Practice.. Published online March 2 2015 doi:10.1037/cfp0000037

 

 

 

 

  دومین جلسه سخنرانی ماهانه مرکز روانشناسی و نوروفیدبک سایبر، روز چهارشنبه 28 آبان ماه 1393 برگزار خواهد شد. سخنرانی های ماهانه سایبر، آخرین چهارشنبه هر ماه راس ساعت 12:10 آغاز خواهد شد و در ساعت 13 پایان خواهد یافت. مدت زمان هر سخنرانی 20 تا 30 دقیقه بوده و 20 تا 30 دقیقه نیز به پرسش و پاسخ و بحث اختصاص خواهد یافت. برنامه ریزی های صورت گرفته بر آن است که موضوعات این سخنرانی ها به آخرین یافته ها و پیشرفت ها در حوزه های علوم اعصاب، روانشناسی و روانپزشکی و فلسفه ذهن مرتبط باشند و انگیزه و جرقه ای باشند برای پژوهشگران این حوزه ها. بعلاوه پس از پایان هر سخنرانی نیز مدت زمان کافی برای بحث در نظر گرفته شده است تا پویایی بیشتری را در این جلسات شاهد باشیم.

دومین سخنران این مجموعه، آقای دکتر امین اسداله پور خواهند بود که با عنوان "یافته های علوم اعصاب در GAD" سخنرانی خواهند کرد. لطفا توجه فرمایید که شرکت در این جلسات رایگان است اما حضور در جلسات فقط برای اساتید، فارغ التحصیلان و دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترا آزاد می باشد.

 محل برگزاری سخنرانی ها: خیابان ارتش جنوبی، ابتدای پاستور جدید، ساختمان صدرا، طبقه ششم. دفتر مرکزی مرکز روانشناسی و نوروفیدبک سایبر.

شماره تماس جهت کسب اطلاعات بیشتر: 04135413019

 

  

هنگامی که روانشناس دانشگاه بن، مونیکا اکستاین (Monika Eckstein) پژوهش اخیر خود را طراحی نمود، هدف روشن بود: وارد کردن یک هورمون به بینی 62 مرد شرکت کننده در آزمایش، به امید آنکه این کار سبب شود ترس در آنها از بین برود و نکته جالب توجه آنست که در بیشتر آنها، این نتیجه حاصل شد.

هورمونی که در این آزمایش مورد استفاده قرار گرفت اکسی توسین بود، که اغلب به دلیل نقش مهمی که در روابط مادر- کودک، پیوندهای اجتماعی و روابط جنسی دارد، "هورمون عشق" نامیده می شود. اما به نظر می رسد این هورمون تأثیرات ضداضطراب هم دارد. اگر به افراد مبتلا به انواع خاصی از اختلالات اضطرابی اکسی توسین بدهیم، فعالیت آمیگدالا کاهش پیدا می کند. آمیگدالا بخشی بادامی شکل از مغز است که در زیر نیمکره ها قرار دارد و به عنوان مرکز اولیه ترس در انسان و سایر پستانداران عمل می کند.

آمیگدالا به طور معمول در پاسخ به محرک های بالقوه تهدید کننده شروع به فعالیت می کند. هنگامی که ارگانیسم مکررا با محرکی رو به رو شود که ابتدا ترسناک به نظر می رسد و بعد بی خطر و ملایم می شود بخشی از مغز که قشر پیش پیشانی نام دارد، فعالیت آمیگدالا را بازداری می نماید. ولی در افرادی که مکرراً در معرض یک تهدید واقعی قرار می گیرند و یا در افراد مبتلا به اضطراب که به طور مداوم محرک های اطرافشان را تهدیدکننده ارزیابی می کنند، فعالیت آمیگدالا کاهش پیدا نمی کند و حافظه ی ترس راحت تر شکل می گیرد.

برای مطالعه ی تأثیر اکسی توسین بر روی شکل گیری حافظه های مربوط به ترس، دکتر اکستاین و همکارانش ابتدا در شرکت کنندگان از طریق شرطی سازی کلاسیک(پاولفی) ترس ایجاد کردند بدین ترتیب که همزمان با ارائه ی محرک های خنثی مانند عکس هایی از چهره افراد و یا خانه ها یک شوک الکتریکی به افراد داده می شد. سپس به گروهی از آزمودنی ها اکسی توسین و به گروهی دیگر دارونما داده شد. سی دقیقه بعد درحالی که درمان خاموشی ترس بر روی آزمودنی ها اجرا می شد اسکن fMRI از آنها گرفته شد. درمان خاموشی ترس رویکردی استاندارد برای درمان اختلالات اضطرابی است که در آن بیمار به طور مداوم در معرض محرکی قرار می گیرد که در او اضطراب ایجاد می کند و این کار تا زمانی ادامه پیدا می کند که محرک مزبور دیگر برایش استرس زا نباشد .در این مرحله از آزمایش اکستاین مجدداً تصاویر چهره و خانه ها به آزمودنی ها ارائه شد با این تفاوت که اینبار شوک الکتریکی به آنها وارد نمی شد.

آزمودنی هایی که اکسی توسین دریافت کرده بودند افزایش فعالیت در قشر پیش پیشانی -قسمتی از مغز که مسئول کنترل ترس است- و کاهش واکنش پذیری آمیگدالا را نسبت به محرک های شرطی شده پیشین که اکنون بی خطر ادراک می شدند نشان دادند.در این گروه نشانه های جسمانی ترس از جمله عرق کردن نیز کاهش پیدا کرده بود. نتایج این مطالعه که در 29 اکتبر 2014 در مجله روانپزشکی زیستی (Biological Psychiatry) منتشر شد نشان می دهد که تنها یک دوز واحد اکسی توسین می تواند تاثیر درمانهای مبتنی بر خاموشی را در بیماران مبتلا به ترس و اضطراب بیشتر کند.

اکستاین متذکر شد که هنوز برای توصیه کردن استفاده بالینی از اکسی توسین زود است اما با این حال تحقیقات فراوانی به نقش بالقوه این هرمون در درمان آتی انواع اختلالات اشاره دارند.

مطالعه کوچکتری نیز که سال پیش توسط ایکسون (Acheson) و همکارانش انجام گرفته بود نشان داد که استفاده از  اکسی توسین از طریق بینی می تواند خاموشی ترس در انسان را تسهیل نماید اگرچه یافته های این مطالعه بر اساس مشاهده بودند و نه بر اساس داده های fMRI.

اکسی توسین همچنین بیش فعالی آمیگدالا را در افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی کنترل کرده و به عنوان درمانی بالقوه برای PTSD (اختلال استرس پس از سانحه)مطرح شده است.

خنثی کردن ژن ترس

علاوه بر اکسی توسین دانشمندان در حال مطالعه رویکردهای امیدوارکننده ی دیگری برای کاهش ترس هستند که از آن جمله می توان به درمانهای مبتنی بر شناخت ژنهای دخیل در ترس و اضطراب اشاره کرد. در این میان ژنی که در کدگذاری یک ترکیب شیمیایی با عنوان فاکتور تغذیه نورونی مشتق از مغز (brain-derived neurotrophic factor) یا (BDNF) دخیل است از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. این ماده در رشد زنده ماندن و ارتباطات سلول های عصبی مؤثر است که همه ی این ها به نوبه خود در شکل گیری حافظه ترس و خاموشی آن نقش دارند.برای مثال یکی از انواع ژن های BDNF با خجالتی بودن در موشها ارتباط دارد. موشهایی که دارای این ژن هستند موجوداتی خجالتی و منزوی هستند که ترجیح می دهند به جای معاشرت با موشهای دیگر وقت خود را با تنها نشستن در کنار دیوار های قفس بگذرانند. وجود همین نوع از ژن BDNF در انسانها سبب می شود ترس دیرتر با ارائه مکرر محرکهای ترسناکی که در نهایت تهدید آمیز نیستند فروکش کند و در نتیجه خاموشی دیرتر اتفاق بیافتد.

رائول آندرو گالی (Raül Andero Galí) محقق گروه روانپزشکی و علوم رفتاری دانشگاه ایموری (Emory University) معتقد است  رویکردهای بالینی مبتنی بر BDNF در شناخت و درمان اضطراب افق های امیدبخشی را ارائه می کنند. تنها مقدار اندکی از BDNF از سد خونی مغزی عبور می کند بنابراین در حال حاضر خود این ترکیب فاقد کارکرد درمانی است. اگرچه مطالعات گالی نشان داده است که تزریق ترکیبی مشابه BDNF به موش ها در فائق آمدن بر یک محرک ترسناک (به طور اخص صدایی که با یک شوک الکتریکی به پا همراه بود) کمک کرده است.  چشم انداز ژن درمانی BDNF نیز همچنان در حال بررسی است.

گالی می گوید : "BDNF یکی از قویترین تأثیرات را در تسهیل خاموشی ترس دارد.  با این حال بی خطر و مؤثر بودن ملکول های BDNF بر روی انسان می بایست مورد بررسی قرار بگیرد."

پژوهش های گالی همچنان نشان داده است دارویی که فعالیت مسیر ژن Tac2 را متوقف می کند ذخیره سازی و تحکیم حافظه آسیب و ترس را در موش ها کاهش می دهد. این ژن نیز در خاموشی ترس نقش داشته و به نظر می رسد داروی مورد مطالعه می تواند در درمان PTSD نقش داشته باشد. گالی معتقد است : "PTSD یک اختلال روانژزشکی منحصر به فرد است زیرا ما اغلب از زمان آغاز آن اطلاع داریم و می توانیم اندکی پس از سانحه به فرد دارویی بدهیم که بتواند از بروز آن جلوگیری کند."

 

درمان قطعی هنوز وجود ندارد!

اگرچه در حال حاضر با  تجویز BDNF و آنتاگونیست های Tac2 فاصله ی زیادی داریم با این حال درمان حالت های اضطراب و ترس همچون اختلال اضطراب اجتماعی و PTSD از طریق ترکیب اکسی توسین و درمان خاموشی ترس به نظر کاملاً امکان پذیر می رسد. این مجموعه می تواند بیماران را به کلی از درمان دارویی و رواندرمانی رها کند.

با این وجود دستکاری کردن حافظه از نظر اخلاقی می تواند سؤالاتی را ایجاد کند. آیا اخلاقی است که این درمان ها برای خاموش کردن و از بین بردن سایر تداعی های ناخوشایند حافظه مانند خاطرات یک رابطه ی نافرجام و یا سوگ از دست دادن یک فرد مهم به کار رود که جنبه ی بیماری زایی (پاتولوژیک) ندارند؟

اکستاین می گوید که نگرانی از این بابت ندارد چرا که سوء استفاده از این درمان غیر محتمل است. جوزف لودو (Joseph LeDoux) عصب شناس معتقد است حافظه ی عاطفی - خاطرات شاد، خاطرات هیجان انگیز، خاطرات ترسناک - پاک نشدنی هستند. در حقیقت به جای پاک کردن حافظه، ما فراموش می کنیم که چگونه آن را به خاطر بیاوریم و یا یاد می گیریم که یک خاطره ی خوشایند را سریعتر به یاد بیاوریم و جایگزین خاطره ی ناخوشایند کنیم. اکستاین به این مسأله اشاره می کند که در بیماران اضطرابی که به خوبی یاد گرفته اند تداعی ترس را با یک هیجان مثبت یا خنثی جایگزین کنند نیز عود رخ می دهد.او می گوید : "ترس قدیمی هنوز در جایی از مغز وجود دارد، اما امیدواریم که با ظهور درمانهای جدیدتر دسترسی به آن ترس و پیدا کردنش دشوارتر شود."

 

 

 

  

دومین جلسه سخنرانی ماهانه مرکز روانشناسی و نوروفیدبک سایبر، روز چهارشنبه 28 آبان ماه 1393 برگزار خواهد شد. سخنرانی های ماهانه سایبر، آخرین چهارشنبه هر ماه راس ساعت 12:10 آغاز خواهد شد و در ساعت 13 پایان خواهد یافت. مدت زمان هر سخنرانی 20 تا 30 دقیقه بوده و 20 تا 30 دقیقه نیز به پرسش و پاسخ و بحث اختصاص خواهد یافت. برنامه ریزی های صورت گرفته بر آن است که موضوعات این سخنرانی ها به آخرین یافته ها و پیشرفت ها در حوزه های علوم اعصاب، روانشناسی و روانپزشکی و فلسفه ذهن مرتبط باشند و انگیزه و جرقه ای باشند برای پژوهشگران این حوزه ها. بعلاوه پس از پایان هر سخنرانی نیز مدت زمان کافی برای بحث در نظر گرفته شده است تا پویایی بیشتری را در این جلسات شاهد باشیم.

دومین سخنران این مجموعه، آقای دکتر امین اسداله پور خواهند بود که با عنوان "یافته های علوم اعصاب در GAD" سخنرانی خواهند کرد. لطفا توجه فرمایید که شرکت در این جلسات رایگان است اما حضور در جلسات فقط برای اساتید، فارغ التحصیلان و دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترا آزاد می باشد.

 محل برگزاری سخنرانی ها: خیابان ارتش جنوبی، ابتدای پاستور جدید، ساختمان صدرا، طبقه ششم. دفتر مرکزی مرکز روانشناسی و نوروفیدبک سایبر.

شماره تماس جهت کسب اطلاعات بیشتر: 04135413019

 

 

 

 

  

نویسنده: امین اسداله پور//

مقدمه: نوروفیدبک، يك تکنولوژی درماني جديد و بسیار موثر است. این درمان ابتدا در آمریکا مورد استفاده قرار گرفت و با مشخص شدن تاثیرات مثبت آن، به اروپا و سایر نقاط جهان گسترش یافت. اثرات درمانی بسیار خوب و ماندگار، نبود عوارض جانبی منفی و طول کوتاه دوره درمان نسبت به درمان­های دیگر، باعث شد که سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) نیز این درمان را مورد تایید قرار دهد. در حال حاضر از درمان نوروفیدبک بر روی طیف گسترده­ای از بیماری­های خلقی و شناختی استفاده می شود. اما چند بیماری وجود دارند که تاثیر درمان نوروفیدبک بر آن ها تایید شده و بسیار چشمگیر می باشد. این بیماری ها عبارتند از اختلالات بیش فعالی همراه با کمبود توجه، اختلالات یادگیری، میگرن و سردردهای تنشی، اختلالات اضطرابی، اختلالات حافظه و عدم تمرکز.

نحوه درمان: در درمان نوروفیدبک از امواج مغزي و بازخورد آن به بيمار براي درمان بيماري وي استفاده مي شود. بسته به نوع و شدت بیماری، الکترودهایی به مناطق مختلف سر و گوش ها وصل می شود. این الکترودها امواج مغزی آن ناحیه از مغز را دریافت و به رایانه ارسال می کنند. رایانه نیز این امواج را پردازش می کند و به صورت شکل هایی خاص از امواج و تصاویر به درمانگر و خود بیمار نشان می دهد. درمانگر بر اساس این موج ها، شیوه ویژه درمانی خاص آن بیمار را تنظیم می کند (هر شیوه خاص، یک پروتکل درمانی خوانده می شود). بیمار در مقابل نمایشگر رایانه می نشیند و با مشاهده الگوی امواج خود، سعی می کند که با فکر خود آن ها را به حالت بهینه و مناسب بازگرداند. با تکرار این روش در جلسات متعدد، مغز بیمار به تدریج به حالت ایده آل و مناسب می رسد و در واقع یاد می گیرد که در حالت مناسب باقی بماند و حالت موجی که باعث بروز علائم بیماری می شود را نداشته باشد. بدین ترتیب علائم بیماری ازبین می­رود و بیمار به حالت معمول و سالم خود می رسد.

طول و تعداد جلسات: هر جلسه درمان نوروفیدبک معمولا 40 دقیقه طول می کشد. تعداد جلسات نیز به نوع بیماری، سن بیمار و میزان پیشرفت بیماری بستگی دارد. به طور معمول برای هر بیمار بین 20 تا 50 جلسه کافی است و در این تعداد جلسات بیماری وی درمان می شود. درمان به صورت 3 جلسه در هفته انجام می گیرد. به طور متوسط دوره درمان نوروفیدبک 7 تا 15 هفته است.

استفاده از نوروفیدبک در کنار سایر درمان ها: درمان نوروفیدبک را می توان هم به تنهایی و هم در کنار سایر درمان ها مانند دارودرمانی به کار برد. نوروفیدبک اثرات درمان دارویی را بالا می برد و در واقع آن را به شدت تقویت می کند. ترکیب این دو درمان می تواند باعث کاهش دوره درمان، کاهش عوارض جانبی، افزایش رضایت و بهبود سریع تر بیمار گردد.

برخی بیماری های قابل درمان با نوروفیدبک

ميگرن و سردردهاي تنشي: میگرن یک سردرد گاه به گاه و همراه با حالت تهوع و استفراغ است و از 4 تا 72 ساعت طول می کشد. درد به طور معمول در یک طرف سر و از پیشانی یا گیجگاه شروع شده و به اطراف انتشار می یابد. سردرد میگرنی بسیار شدید و ناتوان کننده می باشد. داروهای مورد استفاده در درمان میگرن، آن را کنترل می کنند اما به خوبی درمان نمی کنند و بیمار مجبور به استفاده دائمی از این داروهاست. میگرن یکی از بیماری هایی است که به درمان نوروفیدبک به خوبی پاسخ می دهد چرا که پروتکل های درمانی بسیار موثری برای آن ایجاد شده است. بیشتر بیماران به خصوص آن ها که سالیان طولانی از آن رنج برده اند، از تاثیر نوروفیدبک و میزان بهبودی خود شگفت زده می شوند. به همین ترتیب سردردهای تنشی و اضطرابی نیز به خوبی به درمان نوروفیدبک پاسخ می دهند.

اختلال بیش فعالی همراه با کمبود توجه (ADHD): این اختلال در کودکی آغاز می شود و با علائمی مانند بی قراری، بی توجهی، تکانشی بودن، عدم تمرکز در درس یا تکالیف، حواس پرتی و فعالیت زیاد و شلوغی همراه است. این اختلال می تواند باعث افت عملکرد تحصیلی و نمرات بد در مدرسه، رابطه بد کودک با اطرافیان و دوستان، عصبانیت کودک و ناتوانی وی در انجام تکالیف و وظایفش شود. درمان سنتی بیش فعالی استفاده از داروهای محرک (مانند ریتالین) می باشد. این داروها تا وقتی که مصرف می شوند موثرند اما با قطع مصرف ممکن است بیماری عود کند. بعلاوه استفاده صرف و طولانی مدت از این داروها ممکن است عوارض جانبی بر کودکان داشته باشد که می توان به سردرد، تهوع، بی خوابی و از همه مهمتر ایجاد وقفه در رشد کودک اشاره کرد. درمان نوروفیدبک هیچ یک از عوارض ذکر شده را ایجاد نمی کند بلکه با عوارض مثبتی همچون بهبود خلق کودک و کاهش پرخاشگری همراه است. بعلاوه تاثیر درمان نوروفیدبک طولانی است و حتی پس از اتمام درمان نیز ماندگار می باشد.

اختلالات یادگیری (Learning Disorders): اختلالات یادگیری به ناتوانی های کودک یا نوجوان در مهارت های خواندن، نوشتن، تکلم، ریاضیات و استدلال اطلاق می شود. کودک در یک یا چند مورد از این موارد، مهارت بسیار کمتری از همسالان خود دارد. کودکان مبتلا به اختلال یادگیری ممکن است از طرف همسالان، معلمان و والدین خود سرزنش یا مسخره شوند. بعلاوه این کودکان در زمینه اختلال خود نمرات بسیار کمی در مدرسه می گیرند و اعتماد به نفس و روحیه آنان نیز به شدت آسیب می بیند. این کودکان ممکن است با مشکلات رفتاری ناشی از اختلال خود نیز دست به گریبان باشند. درمان های فعلی مبتنی بر آموزش هستند و بسیار طولانی می باشند. بعلاوه نتیجه درمان ها نیز متوسط می باشند. درمان نوروفیدبک در مدت زمان کوتاهتری (10 هفته)، بهبودی بسیار بیشتر و ماندگارتری در اختلال یادگیری و مشکلات رفتاری کودکان ایجاد می کند.

اختلالات اضطرابی (Anxiety Disorders): اضطراب یک حالت نگرانی و تشویش ذهنی است که با علائم بدنی (مانند تعریق، ضربان قلب)، علائم فکری و شناختی (مانند خطر ) و علائم رفتاری (مانند فرار از موقعیت) همراه است. اضطراب در حالتهای شدید و مزمن خود می تواند بسیار ناتوان کننده و آزاردهنده باشد. بعلاوه اضطراب در صورت عدم درمان می تواند به بیماری های دیگری همچون افسردگی، اختلالات حافظه و بیماری­های جسمی (مانند بیماری قلبی، گوارشی، سردردهای تنشی) منجر شود. در حال حاضر درمان های دارویی و رفتاری بسیاری برای اضطراب ابداع شده اند که با نتایج خوبی همراه بوده اند. درمان نوروفیدبک، علاوه بر اثرات درمانی بیشتر و سریعتر، عوارض کمتری نیز ایجاد می کند. بعلاوه این درمان حتی بر موارد بسیار شدید یا مزمن بیماری های اضطرابی که با روش های دیگر درمان نشده اند، نیز موثر می­باشد.

اختلالات حافظه و عدم تمرکز: اختلالات حافظه و عدم تمرکز در موقعیت های مختلف و اشکال متنوعی بروز می کنند. این اختلالات ممکن است ناشی از اضطراب و استرس در شرایط سخت (مثلا کنکور) یا مشکلات مغزی مانند آلزایمر باشد. اختلالات حافظه و عدم تمرکز ناشی از استرس و اضطراب با استفاده از نوروفیدبک به طور موثر و ماندگاری درمان می شوند. این درمان حتی در افراد عادی نیز باعث افزایش عملکرد و بازدهی آن ها در کنکور، سخنرانی یا فعالیت های اضطراب زا یا نیازمند تمرکز بسیار می شود. در بیماری هایی مانند آلزایمر، ام اس و ... نیز درمان نوروفیدبک می تواند سیر پیشرفت بیماری را تا چند سال به تاخیر بیندازد و در صورت همراه شدن با دارودرمانی، با تقویت تاثیر دارو بهبودی بیشتری را نصیب بیمار نماید.